اقتصادی آمریکایی داشته باشید و سعادت مند شوید!!!

 

(نکته هایی در باب رابطه ی عدالت اجتماعی و اقتصاد آزاد نئوکلاسیک)

شاید عبارت بالا برای افرادی که با منطق تولید کالا و خدمات در نظام سرمایه داری آشنایی ندارند ، عجیب باشد. ولی واقعیت از نظر طرفداران نظم بازار آزاد سرمایه داری چنین است و آنها کاملا به این امر معتقد هستند.زیرا به نظر آنان هر کشوری که مانند دولت های غربی صحنه ی اقتصادی خود را به میدان رقابت های افسار گسیخته ی شرکت های بزرگ تبدیل کند ، موفق به حل مشکلات اقتصادی خود خواهد بود. ولی باید دید که آیا واقعا چنین مسئله ای صحت دارد و اصلا استدلال این افراد در مورد برآورده ساختن رفاه جامعه از این طریق چیست؟

البته شاید هم تا حدودی چنین دیدگاهی در عمل صحت داشته باشد و معدود کشورهایی مثل چین و روسیه و آلمان مصادیق غیر قابل انکاری از این موضوع باشند که با کنار گذاشتن سرمایه داری دولتی و دیوان سالاری های پیچیده و نا عادلانه حکومتی و پناه بردن به سرمایه داری خصوصی، تا حدودی توانستند از زیر بار مشکلات فزاینده ای که ساختار پوسیده ی حزبی بر جامعه هایشان تحمیل کرده بود ، بگریزند.

سلمنا که نظام سرمایه سالار غرب با گذشت دو قرن از حیات خود ، توانسته عجایبی را خلق کند که عجایب چندگانه ای چون باغ های معلق بابل و اهرام مصر و آبراهه های شهر رم هم هرگز به پای آن نرسد.اگر سالها قبل در کارنامه صنعت و تولید و تکنولوژی جهان، تنها یک برج پیزا بود ، امروز در کلان شهرهای سرمایه داری هزاران سازه ی عظیم تر مسکونی و صنعتی آنهم درهزاران شهر جهان ، بعد از رشد علمی بشر کاملا متکی بر انباشت سرمایه های عظیم بدست آمده از شیوه ی تولید سرمایه داری بوده اند.

ولی مسئله ی ما بررسی کارنامه اقتصاد بازار آزاد نیست.مسئله این است که اکنون تناقضی در منش فکری برخی تئوریسین های اقتصادی و روشنفکران و معرفت شناسان اجتماعی کشورمان بوجود آمده است که به شکلی معجزه آسا ، بازار آزاد سرمایه و منطق تولید ثروت آن را چنان جامع الاطراف و همه جانبه می بینند که خود معرفت شناسان اقتصادی غرب هم از آدام اسمیت تا فردریش فن هایک هم این چنین کباده اش را برای دیگران نمی کشیدند. به عبارت دیگر نظم اقتصاد بازار در غرب امروز را بیش از آنچه که جایگاه اوست جلوه می دهند و لباسی فاخرتر از این نوعروس بر تنش می پوشانند.

اقتصاد بازار آزاد (علیرغم آنکه برخی روشنفکران اقتصادی و جامعه شناسی ایران ، در این حوزه به کشفیات جدیدی نائل آمده اند و کتاب هایی را هم تحت این عناوین به چاپ رسانده اند!) هیچ گونه ادعائی در باب «عدالت اجتماعی» و یا تامین ایده آل های جامعه ی بشری در حوزه های مختلف را ندارد. چون اساس و بنیاد نظم بازار آزاد از زمان تئوریزه شدن آن توسط آدام اسمیت ، بر پایه «نفع شخصی» شکل گرفته است (هر چند که اسمیت در کتاب دیگر خود به نام «تئوری تمایلات اخلاقی» تلاش کرد نفع پرستی شخصی را با احساس همدردی پیوند بزند که طبیعتا ً روشن است که نمی توانست توفیق چندانی داشته باشد). بنابراین آن چیزی ارزشمند است که ضامن تحقق و تداوم ستون نظام سرمایه داری یعنی «نفع شخصی» باشد.پس در اینجا صحبت از بهروزی مردم در نظم بازار آزاد به یک طنز بیشتر شباهت دارد. در اینجا بطور کامل قانون جنگل حاکم است.چرا که سیستم اساسا بر پایه خود محوری و تمایلات شخصی شکل گرفته است.

مثال جالبی که طرفداران نظام بازار غربی برای توجیه نظریات خود بهره می برند و دیگر نظرات مبتنی بر برابری اجتماعی را از آن موضع می کوبند ، مثال تقسیم کیک و بزرگ کردن کیک  در جامعه است.طرفداران مناسبات سرمایه داری همیشه مخالفین خود را به این مسئله متهم می کنند که آنها می خواهند با زور و با سیاست های مصلحت جویانه و پدر سالارانه و اعمال جبر ، ثروتی که طی فعالیت اقتصادی تولید می شود را ظاهرا به صورت عادلانه تقسیم کنند.

این استدلال بیان می دارد که اگر ما ثروت حاصل از فعالیت های اقتصادی تمام اقشار جامعه را بصورت یک کیک در نظر بگیریم ، بهتر است که بجای دخالت دولت و یا نهادهای مردمی و تعاونی در تقسیم این ثروت ، کیک را بزرگ کنیم. زیرا اگر قرار است به قشر بزرگی از جامعه تنها 10 درصد از کیک برسد، این نسبت 10 درصد باقی می ماند و وضعیت اقتصادی تغییری نخواهد کرد.لذا به منظور بهره مندی بیشتر این قشر اکثریت (که سهم کمتری در توزیع ثروت در جامعه دارند)، باید میزان فعالیت ها و بهره برداری های طبیعی بیشتر شود که طی تقسیم دوباره ی کیک در بازار (این 10 درصد کیک جدید که بزرگتر است) ، این بار بیشتر از 10 درصد کیک قبلی خواهد بود.زیرا کل کیک بزرگتر شده است و قطعا 10 درصد بیشتری نسبت به 10 درصد قبلی به مردم عادی تعلق می گیرد. در این منطق تنها راه نجات مردم و ایجاد رفاه تولید بیشتر، مصرف بیشتر و در نتیجه داشتن کیک بزرگ تر است. باید حقوق اقتصادی و فردی افراد قلیلی که بیشتر ثروت تولید شده در جامعه را با وجود سیستم های ربوی مالی و بانکی موجود و یا غارت منابع طبیعی و استثمار نیروی کار مهاجر و … بدست آورده اند ، محترم شمرد !

هرچند این مثال ، در واقعیت خود به مراتب بدتر از آن چیزی است که گفته شد. زیرا بنا بر مطالعات یک موسسه  آمریکایی به نام (شبکه ی مطالعات علمی جامعه) ، مجموع ثروت (یک درصد) بالای ثروتمند جامعه ی آمریکا ، از مجموع 90 درصد پایین خود جامعه ی آمریکا بیشتر است*.

حال گوی و میدان تحت اختیار جامعه ی انسانی است که این منطق را بپذیرد و بین بد و بدتر ، بد را انتخاب کند و یا راه سومی را بصورت بومی و مستقل از بنگاههای روشنفکری شهرنشین طراحی کند که این خود مستلزم داشتن یک ناباوری نسبت به الگوهای بیرونی و یک خود باوری به نسبت به داشته های درونی خواهد بود.جامعه ی جهانی اگر به دنبال قربانی کردن زمین برای انسان و یا قربانی کردن انسان برای سرمایه نیست ، راهی ندارد جز اینکه بر اساس ملاک های اخلاقی و بنیان های فکری مبتنی بر عدالت اجتماعی، روش های دیگری برای توسعه و پیشرفت اقتصادی، پیش پای خود قرار دهد. حتی اگر توسط ساختارهای نظام حاکم بر جهان مورد تحقیر قرار گیرد، باز هم نباید تسلیم این مکانیزم تولید و توزیع وحشیانه در نظام سرمایه داری گردد.

———————————————————————————

*=مطالعه گروه آمریکایی شبکه تحقیقات علمی در حوزه ی جامعه ،به ماه می سال 2000

social science research network (SSRN)
http://papers.ssrn.com/sol3/papers.cfm?abstract_id=235472

37 دیدگاه »

  1. 1
    بهرام می‌گوید:

    اگه بخوای اینطوری تحلیل کنی و اساست رو روی یه سیستم اقتصادی مبتنی بر تفکر عدالت اجتماعی بزاری قضیه چیزی فراتر از اقتصاد میشه. سیستم جهانی مکانیزمش طوریه که سیستمهای ایزوله رو له میکنه، در حال حاضر زیر بنای این نظام اقتصاد ازاد فراگیره و صد البته اگر کشوری هم بخواد پیشرفت داشته باشه اونهم بدون موانع خارجی دو راهکار در پیشرو داره یا باید از اصول این سیستم پیروی کنه یا باید اینقدر مبانی قدرت در محدوده اون کشور قوی باشه که توان براندازی این نظام رو داشته باشه مثل جماهیر شوروی سابق.
    تجربه ثابت کرده که سرمایه دار هر چقدر که بزرگتر بشه تمایاش به الیگارشی شدن بیشتره حالا چه مردم در رفاه باشن چه نباشن(در توضیح تئوری کلاسیک اقتصاد ازاد)اما این هم راهکار داره و اونهم دولته که نظریات منتسکیو در روح القوانین در خصوص پاک سازی حکومت توضیح شفاف و کار آمدیه که باز روشنتر از روزه که با مبانی سیاسی ایران سازگاری نداره.
    برای تغییر اقتصاد محوری بی ایدئولوژی در مردمی که فکر میکنن تا بوده همین سیستم بوده نیازمند کار فرهنگی قویه که فعالیتهای هژمونیک سرمایه دارها و همین طور نهادینه شدن اصالت منفعت و اقتصاد محوری در بین مردم مانع از این میشه پس تنها راه همون مورد دومه، ولیکن کشور ما فاقد مبانی مستحکم قدرته پس تنها راه سازش برای بزرگ شدنه.
    در این بین کیفیت بسیار پایین انسانی و فاکتورهای ناسیونالیسم محدود کننده باعث ایجاد کشورهای کثیر و حالتی از رقابت در بین کشورها شده که باعث انتخاب اقتصاد به جای اصالت انسانی به عنوان عامل توجیه کننده پیشرفت شده.
    البته تا الان سیستمهایی که نوید عدالت اجتماعی میدادن محصولی جز الیگارشیها و دیکتاتورهای مست قدرت نداشتن.

    • 2
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      عینا داری حرف های محمد طبیبیان رو باز خوانی می کنی.هرچند اگر به احتمال نه چندان زیاد،خودت بی خبر باشی.
      ولی خب اشکال نداره…ایشون هم هر وقت می خواست در مورد ایران و سرمایه داری حرف بزنه می رفت سراغ spirit of laws منتسکیو و استدلال می کرد که رهبری مطلقه ایران به فلسفه ی سیاسی ماکیاولی و کتاب شهریاراش بیشتر نزدیک هست و از این طریق می گفت که وجود نظام اقتصاد آزاد مستلزم یک کشور با نظام لیبرالیستی هست…

      ببین…کشور ما کاملا ساختار یک حکومت دینی رو داره.تقسیم قدرت در ایران کاملا انطباق داره با دعوای قدرت در حکومت های قرون وسطا…همونطوری که در قرون وسطا دعوا بین اسقف ها و فئودالهای مذهبی و شوالیه های مقدس،سر قدرت سیاسی بود،بازی در ایران بین کشمکش های سپاهی و روحانی و حاجی بازاری و دلال های ریاکار تعریف میشه.
      چون هم در اون حکومت و هم در این حکومت،مذهب تئوری طبقه ی حاکم هست،پس حداقل در بخش سیاسی چنین وضعیتی داریم

      هر چند ایران فعلی نه سرمایه داری هست و نه دولتی و سوسیالیستی و یا هر چیز دیگه ای….ایران از نظر اقتصادی فعلا کاملا یک اقتصاد رانتی رو داره. پس نمیشه گفت که گذار ایران به سوی سرمایه داری با وجود وضعیت فعلی نا ممکن هست

      اتفاقا در ساختارهایی که حکومت مذهبی هست و مسائل اقتصادی پست شمرده می شوند و گرایش به «مال دنیا» مذموم شمرده میشه ، بقول خودتون تمایل اقتصادی و اقتصاد محوری و اصالت سود بیشتر مطرح میشه…عین دوران رنسانس که نو بورژوازی با فرهنگ کلیسا و فئودال های ریاکار بر سر مسئله ی کار دنیایی مشکل پیدا کرده بود…پس این وسط ایران به نظر من که مخالف سرمایه داری هستم،دقیقا تمایل مردمش به سمت سرمایه داری و خرده بورژوازی میره…هرچند تو این چند ماهه افکار آنارشیستی و پست مارکسیستی و فرانکفورتی تو دانشگاههای بزرگ رشد داشته،با این حال مردم دارند به شدت به دستاوردهای اقتصاد آزاد رغبت پیدا می کنند و این یک واقعیت هست.حالا مهم نیست حاکمیت توهمی چی می خواد.

      • 3
        دیالوگ سرخ می‌گوید:

        ببینید…صحبت از عدالت اجتماعی شاید آدم رو یاد سوسیالیسم تخیلی بندازه که از زمان افلاطون هم بود و یا شاید تحلیل هایی که محورش عدالت اجتماعی باشه رو تحلیل هایی بخونن که به زمین متصل نیست،
        ولی مفهوم ذهنی و مجرد عدالت اجتماعی هست که معیار قضاوت های ما در مورد علوم اجتماعی میشه…

        حالا از جامعه شناسی بگیر تا مدیریت و اقتصاد و …
        شما چه بخواهی و چه نخواهی باید در پیشگاه سابجکت «عدالت اجتماعی» نسبت به افکار عمومی پاسخگو باشی و از مکتبی که بهش معتقدی دفاع کنی

        به همین دلیل هست که همین غنی نژاد و نیلی و … بعد از سالها یادشون افتاده که شروع به موج سازی در مورد مسئله عدالت اجتماعی و اخلاق اقتصادی بکنن
        و دقیقا به همین دلیل هست که تو دهه 50 و 60 فردریش فن هایک شروع می کنه و سوسیالیسم سنتی رو از منظر عدالت اجتماعی می کوبه

        مسئله این هست که ما چون از عدالت اجتماعی همیشه یک ذهنیت اتوپیایی داشتیم،تحلیل هایی که بر اساس اون انجام می دادیم رو هم اتوپیایی می دیدیم

        پس واقعیت این هست که شما باید یک عدالت اجتماعی علمی تولید کنی و نه عدالت اجتماعی تخیلی و با اون بتونی وضعیت موجود رو به وضعیت بهتر انتقال بدی

        به نظرم آثار فرانکفورتی ها می تونه تو این زمینه یکسری راههایی رو باز کنه (هرچند خودشون ارائه ی راه ندادند و فقط کمک فکری به یه متفکر مستقل از تفکر لیبرالیستی میدن)

  2. 4
    شورشگران می‌گوید:

    من فكر می كنم بجای كلی گویی می بایست به وضعیت اقتصادی و نوع سرمایه داری در ایران تحت حاكمتت اسلامی پرداخت ..
    حكومت اسلامی و كلن اسلام با سرمایه تجاری همیشه پیوند داشته و دارد و جمهوری اسلامی كنونی ایران در اصل نماینده و حامی سرمایه داری صرف تجار حاجی بازاری است ..
    در این رابطه است كه با سرمایه كل جهانی كه به شكل صنعتی و تولیدی و تجاری عمل می كند در تضاد می افتد و اگر باور جهانی كردن این اقتصاد تجاری بازاری صرف را كه جمهوری اسلامی و اسلام عزیز تعقیب می كند در نظر بگیریم .. شاخ و شانه كشیدن های دو جناح سرمایه غربی لیبرال صنغتی ، تولیدی ، تجاری و سرمایه صرف تجاری ایرانی اسلامی .. قابل فهم است ..
    حالا صنعت ستیز بودن اسلام و زن ستیز بودن انرا باید در تفكر اسلامی ان دید .. چرا كه صنعت مقدار زیادی مذهب و بازار تجاری را عقب می راند و اخوند ها و حاجی بازاری ها را در گوشه ای از سرمایه جا می دهد نه در راس .. اخوند و بازار هم كه در گوشه واقع شدند .. مجبورند بیشتر كار كنند .. تلاش كنند تا زندگی انگلیشان بچرخد .. پس در حالی كه با ازادی چپاول سرمایه مشكلی ندارند .. اما برای بقای قدرت و اقتدار خود بر جامعه كم كار كردن و نیشتر خوردن ، سرمایه تجاری را در راس می خواهند .. همین
    جوابی هم به حذف نظرات داده ام .. بیا ببین چی شده ..

    • 5
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      البته تو فرهنگ اسلامی خب شاید مصرف پول و واسطه ی تجاری بودن بیشتر رایج باشه…ولی اینکه مردم الان این طوری هستند نشون دهنده ی این نیست که مردم این وضعیت رو دوست دارند

      اساس ساختار اقتصادی فعل ایران بر 2 ستون رانت و واسطه هست
      و به نظرم اصلا ارزش نداره که بهش بپردازیم

  3. 6
    محمدرضا می‌گوید:

    ُلام
    من سعی می کنم وارد مباحثات و تحلیل های اقتصادی نشم.
    فقط در جواب کامنتت می تونم بگم که فریدمن شاگرد فون هایک بوده و ازش کوچکتره. در ضمن فریدمن از مکتب شیکاگو بوده ولی فون هایک نظراتش منتج از مکتب شیکاگو نبوده.
    به نظرم بهتره در مورد نظرات فون هایک به نوشته های خودش رجوع کنی تا اینکه یک مثال رو برداری و تحلیل کنی و بچسبونی به کل دستاوردهای فکری بشر!

    • 7
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      با درود

      محمد رضا جان…
      مطلب فعلی من ربطی به آثار هایک نداره
      خیلی مسئله رو عینی تر سعی کردم ببینم و به نظرم
      فردی که اقتصاد خوانده هم نباشه می تونه با دقت بیشتری روی
      مطلب من به کنه قضایا پی ببره

  4. 8
    ستاريان می‌گوید:

    سلام
    من هم با شما همنظرم و عين كامنتي را كه دو روز پيش براي آقا محمد رضا نوشتم را براي متن شما كه مرتبط با متن ايشان است نقل مي كنم:
    سلام
    البته من دارم با هايك در دو نوشته ي شما آشنا مي شوم.
    اما از شما يك سوال دارم اگر هايك معتقد به ليبراليسم است و يا شما كه به ليبرال دموكراسي معتقد هستي به اين سوال فكر كرده اي؟
    سوال اين است:
    مي دانيم كه سه اصل و قاعده اساسي ليبرال دموكراسي، مبتني بر حق راي ، آزادي و برابري در برابر قانون است. حالا سوالم اين است كه چگونه نظامي كه براساس سه اصل پيش گفته با مردم قراردادي بسته است كه طي اين قرارداد آزادي فردي با آزادي مدني معاوضه مي شود و انسان وظايفي را قبول مي كند تا از قوانين حكومت اطاعت كرده باشد و حكومت مي بايد براين قرار داد عمل كند تا مشروعيتش زير سوال نرود. (حكومت) چگونه خواهد توانست در مواقع بحران مثل تورم شديد و بيكاري به نفع گروههايي از جامعه كه آسيب پذيري بيشتري دارند وارد شده و با قوانين كنترل كننده ي صاحبان سرمايه اوضاع را به نفع گروههاي كم درآمد سامان بخشد؟ اگر ساماني داد، نسبت به قرارداد اوليه عدول نكرده است؟ عده اي را در برابر عده ي ديگري بدون رضايت و راي همه آنها حمايت نكرده است؟ اگر حمايت نكرد چگونه مي توان او را مقصر دانست؟ (مثال بحران اقتصادي اخير امريكا و بي خانمان شدن تعدادي از شهروندان و ارسال كمكهابه نهادهاي بزرگ پولي و بانكها)
    اصولا اين قوانين كنترل كننده آيا نسبت به اهداف اخلاقي بي طرف است و يا قادر است اين اهداف را كه كاملا اخلاقي است توجيهات اقتصادي داده و اذهان را از مسير واقعي اش منحرف كند؟اصولا اخلاق در جوامعي كه پايه اش بر سود است چه جايگاهي دارد؟

  5. 9
    بهرام می‌گوید:

    بحث من در مورد سرمایه دار نشدن حکومت تئوکراتیک ایران و ما بقی حکومتهای غیر لیبرال دموکرات نیست البته این هم جای بحث داره که سرمایه دار رو چی تعریف کنی مرکانتریست یا کاپیتالیست اسمیتی، بد برداشت کردی. موضوع اینه که وقتی شما عدالت اجتماعی رو قاطی بحث سرمایه داری میکنی تنها و تنها در یک حکومتی که حاکمیت در یک جریان دایره وار پاکسازی بشه قابله تجلیه که کاملترینش تقریبا نظرات مونتسکیو.
    در حال حاضر مفهوم عدالت اجتماعی یه مفهوم کاملا اتوپیاییه البته این آرمانی بودن خیلی دور از واقع نیست مثل آنارشیزم که زمانی بنا میشه که فرهنگ و اصالت انسانی درک و در تک تک انسانها به فعل رسیده باشه. ولی تنها راهش گذر از سرمایه داری فاسد به طریقیه که گفتم یعنی تامین مبانی قدرت در داخل از طریق سازش که منتج به افزایش قدرت سیاسی در روابط بین الملل مبشه.

    • 10
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      البته آنارشیست ها مثل طرفداران امام زمان هستند
      با این فرق که آنارشیست ها ملحد هستند و تنها می توانند منتظر تکامل بشری بنشینند.البته آنارشیسم اتوپیایی نیست.چون شرایط آرمانی رو در نظر نمی گیره،بلکه به آینده ای (که این آینده خیلی دور هست و تنها در صورتی به وقوع می پیونده که جهان سرمایه داری خودش رو به وسیله ی بحران ها و جنگ هاش نابود کنه و بعد از اون بشر بیدار بشه) نظر داره که وقوعش محتمل هست

      در مورد عدالت اجتماعی هم عرض کردم.مشکل دقیقا این هست که عدالت اجتماعی فعلا مفهومی اتوپیایی تعریف شده و اگر به حالت علمی در بیاد (که تا به حال کسانی که در این زمینه کار کردند تازه اول راه بوده اند) میشه گفت که بر اساس اون بشر می تونه نظامی بهتر از بازار آزاد بنا بکنه

  6. 11
    شورشگران می‌گوید:

    من اصلن حرفی راجع به مردم نزدم .. كه چگونه هستند و چگونه نیستند ..
    موضوع سیاست اقتصادی و روش اقتصادی جمهوری شیعه اسلامی بود كه من مطرح كردم
    تضاد این اقتصاد بازاری رانت خواری و واسطه گری به لعت عام یعنی دلالی جمهوری شیعه اسلامی و اقتصاد سرمایه داری صنعتی تجاری و تولید و در حاشیه هم رانت خوای و دلالی غرب ..مسیحی یهودی ..را بی اهمیت و حاشیه خواندن .. شاید به این ختم شود .. كه توطئه در كار است .. و جمهوری اسلامی جدی و اشتی ناپذیر با سرمایه غرب در ستیز است ..
    اتفاقن برای سوسیالیست ها و چپ ها و كمونیست ها و ازدی خواهان اجتماعی .. نشان دادن وجه اشتراكهای سیستم های مختلف سرمایه می بایست مهم باشد ..
    چرا با وجود وجه اشتراك جمهوری شیعه بازاری اسلامی با سرمایه غرب .. در تضاد هست و تضادش از چه نوعی ست ؟
    ادعای عدالت این جمهوری اسلامی و عدل اقتصاد اسلامی با عدالت نیم بند سرمایه داری لیبرال غربی چقدر است ؟ و ….و …
    ساده نگری و گذر از اختلاف های بینشی و خاستگاه منافع مادی و كم اهمیت دادن به ان .. می شود به جمهوری اسلامی صفت « ضد امپریالیست « چسباند و می دانیم كه چه تفكری در ایران این ذرت زیادی را به جمهوری اسلامی داده است ..

  7. 13
    دیالوگ سرخ می‌گوید:

    خب اولا که اتفاقا مهم هست که مردم چی می خوان
    آنچه که مردم بخواهند تحقق پیدا می کند.هرچند ساختار مقاومت کند
    (این رو در جواب اولم به کامنت اول بهرام توضیح دادم،بخونی بد نیس)

    اینکه نظام دلالی-رانتی اسلامی ایران با غرب یکسری تضادهایی رو داره بخاطر این هست که هنوز در ایران مذهب تئوری طبقه ی حاکم هست.در صورتی که در اروپا حداقل این نظام رفته و در آمریکا هم داریم تضعیف جایگاه مذهب سیاسی رو به شدت می بینیم.تضاد منافع جمهوری اسلامی با غرب کاملا ایدئولوژیک هست و نه مادی و اقتصادی . حتی حاضرند با روسیه و چینی که کار اقتصادی باهاشون ضرر هست هم کار کنند…ولی ایدئولوژی شون آسیب نبینه…
    چون بلوک شرق جدید توانایی فرهنگی و رسانه ای نداره و برای ج.ا خطری ایجاد نمی کنه

    در ضمن یه چیزی رو یادت باشه که ما هیچ نوع اقتصاد اسلامی ای رو به صورت علم نداریم و تنها به اقتصادی که قوانین ضد ربا در بانک داری و تجارت اش هست (که در ایران دقیقا هردوش حاکمه) بهش میگن مثلا اقتصاد اسلامی شده !…پس این وسط عدل اقتصاد اسلامی اصلا مطرح نیس.

    این از این 2 تا سوالت

    ولی….

  8. 14
    دیالوگ سرخ می‌گوید:

    ولی باید به این توجه داشت که ایران خودش بخشی از جامعه امپریالیستی هست و بیرون از مهره های امپریالیسم نیست…

    مسیحیت یهود زده و نو محافظه کار سرمایه داری آمریکا و نواستعمارگران انگلیسی کاملا به سابجکت هایی مثل القاعده و ایران و طالبان و صدام و … نیاز دارند تا بتونن خاورمیانه ی بدبخت رو چپاول بکنند…

  9. 15
    ناصر می‌گوید:

    سلام مادر جنده چه طوری ؟؟؟؟؟؟؟
    خدایی این ننه پدر سگ بی عفتت دیشب زیرم بود پدر سگ کیرم رها نمی کرد ……..
    بابا مامان جونت که از سگ کمتر نیست لا اقل تربیتش کن ……..
    خداحافظ دیوس ……

    • 16
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      پاک نمی کنم تا همه تربیت افرادی که تو کامنت هاشون سه بار اسم خدا رو میارن! رو همه ببینن

  10. 17
    محمد امین می‌گوید:

    الله اکبر جانم فدای رهبر
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    مرگ بر جمهوری ایرانی ……
    و بالاخره جنبش سبز امویان پس از حماقت 16 اذر و فاجعه ای که در روز عاشورا به بار اوردند شکسته شدند ……

  11. 19

    چشم تموم كائنات سوي عنايت علي
    رهبر ما خامنه اي تحت حمايت علي
    رهبر فرزانه ما اي علي روزگار
    وارث خونهاي پاك واز خميني يادگار
    يا علی جان مقتداي من توئي
    رهبر من مرجع من پيشواي من توئي
    ما ديگه نمي گذاريم دستهاي تو بسته بشه
    مثل حيدر دل از امت خود خسته بشه
    مثل سلمان وابوذر در خونَت مي شنييم
    آخه تو چهره ي تو تصوير حيدر مي بينيم
    بزارتا هرچي ميخوان بگن ولي ما همينيم
    تو جهره ي علي عكس خميني مي بينيم
    وقتي تو حرف مي زني اشك هاي ما جاري مي شه
    اگه تو گريه كني زخم دلا كاري ميشه
    رفقا بياید با هم قدر علي رو بدونيم
    تا دم آخر باهاش همه بسيجي بمونيم
    خون تو رگهامونو هديه به رهبر مي كنيم
    پاي عشقش با همه سختي ها ما سر مي كنيم
    حرف تو براي ما حرف امام زمونه
    تادم آخرآقا تو سينه هامون مي مونه

  12. 20
    منطق اسلام می‌گوید:

    جنبش سبز اگر دیدید که نظام شاهنشاهی ملعون با ان همه هیبتش سقوط کرد کار مردمی بود که با هم وحدت داشته و همه یک دل و یک صدا در هر شب و روز بر علیه طاغوت می تاختنند تا بالاخره با به رهبری امام پیروز شدند ……………

    ؟ اما شما بهتر از هر کس می دانید که نیمی یا بیشتر مردم پشت حکومت هستند و با شما یک صدا نیستند …………..
    بعدش هم شما هر 40 روز یک بار واق واق می کنید …………….
    این طوری که شما پیروز نمی شوید ……………….

    شما رهبری با تدبر ندارید خودتان هم میدانید کروبی با گاو فرقی ندارد ………….
    موسوی هم که بدبخت جونش بالا نمی اید تا بخواهد کاری کند مرده و فقط هم بلده بگه چیز چیز …………….

    شما نه مردم را دارید نه یک نظم و نه یک رهبر درست و حسابی …………….

    مثلا این قدر احمق بودید نفهمیدید که اگر در عاشورا دست به کاری بزنید چهره شما بد می شود و نظام از این مساله بی نهایت سود می برد ………………..

    شما خود هم میدانید که کارتان بی فایده است …………..

  13. 21
    فرياد بي صدا می‌گوید:

    باش تا نفرين دوزخ از تو چه سازد
    که مادران سياهپوش
    داغ داران زيبا ترين فرزندان آفتاب و باد
    هنوز از سجاده ها سر بر نگرفته اند
    (شاملو)
    سلام موفق باشيد به من هم سر بزنيد

  14. 23
    حسین آنتی اسلام می‌گوید:

    سلام..کل حسابم در بلاگ اسکای بسته شد.!
    مرگ بر خامنه ای
    حساب من در دنباله:
    babak271
    برای ارتباط با من عضو دنباله شوید

  15. 25
    دانشجو می‌گوید:

    سلام
    برادر عزيز مسدودگر مسدودم كرد
    به ادرس جديد تشريف بياوريد وآدرس را اصلاح كنيد
    سبز باشيد

  16. 26
    آیسودا می‌گوید:

    دخالت بیش از اندازه دولت باعث ایجاد بلاک مارکت یا بازار سیاه است که پیامدهای آن به وضوح قابل رویت است.

    • 27
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      درسته… ولی چه ربطی داشت به بحث ما… در ضمن مگه من از اقتصاد سرمایه داری دولتی حمایت کردم؟

  17. 28
    آیسودا می‌گوید:

    در رفتار مبتنی بر هدف عرضه کننده و تقاضا کننده هدف های شخصی و مطالبات فردی و بخشی خود را مدنظر قرار میدهند و هرکدام در جهت تامین هدف شخصی سعی در افزایش منفعت اقتصادی خود دارند .
    از طریق مکانیسم عرضه وتقاضا در بازار هرکالایی که مصرف کنندگان بیشتر خواسته باشند تقاضای آن افزایش می یابد در نتیجه تولید کنندگان از آن کالا بیشتر تولید می کنند. تولید کننده در پی حداقل کردن هزینه تولید می باشد. در واقع هر عامل به اندازه بازدهی خود در آمد کسب می کند.
    من با این جمله شما که قانون جنگل نام بردید مخالفم
    به نظر من رقابتی که در بازار آزاد وجود دارد باعث بالا رفتن رشد اقتصادی می شود. و منافع آن شامل همه می شود. چنانچه تولید کننده یا سرمایه دار بازاری برای فروش کالای خود نیابد از بازار حذف می شود. و مصرف کننده در صورت عدم مطلوبیت از خرید کالا صرف نظر می کند. در واقع سیستم آزاد بازار خود تعادل را ایجاد می کند.
    جهانی شدن در صورتی که به صورت پروسس تبدیل شود یک فرصت است. و در حالت پروژه یک چالش. با جهانی شدن تقاضای بیشتر برای کالاهای خود خواهیم داشت. همچنین باعث می شود که کشورها ملزم به ایجاد یک سری استانداردها در تولیدات خود شوند.

    • 29
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      ببینید
      چند نکته وجود داره:

      1. تعادل با عدالت فرق دارد. تعادل ها هستند که ابدا عدالت و برابری و یا هر مفهوم مشابه دیگر که منجر به توزیع رفاه به نحو منطقی باشد ، را در بر ندارند. مثل تعادل در نظام بازار سرمایه داری فعلی…

      2. بقول میلتون فریدمن،قیمت نظم دهنده ی اتوماتیک تمام مناسبات سرمایه داری در اقتصاد بازار لیبرال است.ولی قیمت را چه کسی می تواند تعیین کند.ما در اقتصاد مفهوم داریم که اقتصاددانان سرمایه داری آن را مازاد مصرف کننده و تولید کننده و اقتصاددانان اشتراکی آن را فاصله ارزش مصرفی واقعی می نامند.

      بطور مثال این تعیین قیمت در بازار نفت کاملا وابسته به شرایط کارتل های نفتی است.واکنش های اقتصاد سیاسی آمریکا که اتفاقا دارای اقتصاد آزاد است ، نسبت به قیمت گذاری اوپک کاملا کنترلی است که این کنترل از ناحیه ی شرکت های نفتی و پتروشیمی غول پیکر فرانسه و آمریکا اعمال می شود.چنانچه این شرکت ها در قیمت 200 دلار به ازای هر بشکه هم می توانند کار کنند و سودی نه چندان چشمگیر را بدست آورند… در صورتی که قیمت فعلی نفت کمتر از 50 دلار به ازای هر بشکه است.
      ولی همین قیمت نفت بخاطر مسائلی چون شروع جنگ ها در مناطق نفت خیز تا140 دلار هم بالا رفته و در وال استریت و در بخش نفتی ابدا فاجعه ای رخ نداده (در حالی اگر نظام بازار بر خلاف نظر من صرفا اتوپیایی نبود باید با تغییر سه برابر قیمت ورودی ها و عدم هماهنگی سریع قیمت مصرفی و قیمت تولیدی در بازار، احتمالا یا شرکت ها دچار فروپاشی می شدند یا مردم و دیگر صنایع وابسته له می شدند)

      پس دقیقا قانون جنگل وجود دارد و بازار رقابت کامل اتوپیایی بیش نیست (اگر تعریف آن را می دانید البته عرض کردم)،چه اینکه سوسیالیسم تخیلی افلاطون و هارنبرس و … هم اتوپیایی هست.

      • 30
        دیالوگ سرخ می‌گوید:

        3.از مسائلی چون رشد اقتصادی و رشد تولید و رشد مصرف و رشد درآمد صحبت کردید

        اینجا مجبور هستم که مبحثی اجتماعی و معرفت شناسی را پیش بگیرم.به نظر شما مفاهیم رو به رو به خودی خود چه ارزشی در بطن خود دارند؟
        می توانیم بگوییم که شرکت های ما روشی برده داری را پی بگیرند و به کارکنان خود به اندازه ی دو وعده ی غذا که توسط خودشان خریداری شده ارزش بگذارند.
        می توانند در این حالت GDP زیادی را تولید کنند و به دیگر کشورهای عادی جنس صادر کنند

        خب بگوییداین تولید فراوان و رشد بالای اقتصادی و GDP چه مطلوبیت را دارا است؟

        قطعا اگر ما شاخص جینی (ضریب توزیع) که برخی آنرا -به حق- مطلبی برون از علم اقتصاد می دانند ، کمی مطرح شود،شاید کمی وضع تفاوت کند

        خیلی از شاخص ها و معادلات علم اقتصاد سرمایه داری در عمل تولید کننده ی تعادل و در نتیجه ظاهرا منصفانه نشان می دهند. در صورتی که همان طور که گفته شد:»اقتصاد بازار ابدا چنین ادعایی را در باب عدالت اجتماعی ندارد» و «مثال بزرگ کردن کیک» در مورد آن صدق خواهد کرد…

        ارزش یک اقتصاد به مصرف بیشتر و مطلوبیت مورد نظر نظام سرمایه، در آن اقتصاد نیست.اشکال ما هم به سرمایه داری ریشه از همین بنیان ضعیف نظری اش در حوزه اجتماعی استقرار دارد و اینکه تنها ابزار پیش برد نظرات او 1. پارادایم حاکم بودن و دیگری 2. وجود تجربه های شکست خورده ی سوسیالیسم انقلابی منجر به سرمایه داری دولتی در شوروی بوده است.

  18. 31
    آیسودا می‌گوید:

    نوشته های شما برام جالبه. اگه اجازه بدین شما را لینک کنم

  19. 32
    آیسودا می‌گوید:

    informaition شما را در وبلاگتون نمی بینم. می تونم بپرسم در چه زمینه ای تحصیل می کنید؟ ممنون میشم

    • 33
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      اقتصاد نظری تهران ، ترم چهارم هستم
      البته این نظرات و صحبت ها درون درس های دانشگاه هرگز یافت نمی شود و نیاز به مطالعه ی آزاد دارد.

      در دانشگاه علم اقتصاد متصل به زمین وجود ندارد.چون بر خلاف استاندارد خیلی از کشورهای دنیا آموزش از مبانی فکری اقتصاد شروع نمی شود که این نشان می دهد که اگر اقتصاد هم نمی خواندم این مسئله تاثیری در نظرات من نداشت

  20. 34
    شورشگران می‌گوید:

    دیوار موش دارد موش هم گوش دارد .. خواهید گفت ربط .. همین .. سرمایه دلالی رانت خواری .. دیوار را سوراخ می كند و گوش موش را در بازار ازاد دلالی و قیمت ازاد به جای نقل و نبات می فروشد ..

  21. 35
    محمد علی ابراهیمی می‌گوید:

    سلام
    جنبش سبز من از شما چند پرسش دارم میشود جوابم را بدهید
    1- شما مسلمان هستید یا ارمنی ؟
    2 – شیعه هستید یا سنی ؟
    3- میدانید امام حسین چرا قیام کرد ؟
    4- ایا درخواست بی حجابی له کردن ایات قران نیست ؟ همان قرانی که امام حسین برای احیای ان قیام کرد و تا اخرین نفس جنگید ….
    5 – ایا ایه الله العظمی منتظری ( ره ) با امام ( ره ) بد بود که شما به حمایت از او از ولایت فقیه بیزاری می جویید ؟
    6- ایه الله خامنه ای چه کرده است که با او بد شدید ؟
    7- چرا اغلب جنبش سبز از اسلام برائت دارند ؟
    8- ایا اصلا بحث این مسائل به وجود امده بعد انتخابات مربوط به رهبری و حکومت اسلامی می شد که شما ان را ختم به این مسائل فرمودید ؟
    9- بحث سر ریاست جمهوری بود یا رهبری ؟
    10 – چرا احمدی نژاد نه و موسوی اره ؟
    11- چرا روز عاشورا را جنبش سبز با کف و سوت عید قرار دادند ؟
    12- چرا اغتشاش می کنند و به اموال عمومی اسیب می رسانید ؟
    13- چرا اکثر کفار غرب شما را حمایت می کنند ؟
    14 – منظور شما از ازادی چیست ؟
    15-اگر شما به جای رهبری بودید با احمدی نژادی که با ارای مردم انتخاب شد چه می کردید ؟

    جنبش سبز عزیز امیدوارم به سوالات من بیندیشی و ان ها را پاسخ دهید …….
    یا علی مدد

  22. 36
    محمد علی ابراهیمی می‌گوید:

    مثل غنچه بود آن روز

    غنچه ای که روییده

    در هوای بهمن ماه

    بر درخت خشکیده

    مثل آب بود آن روز

    آب چشمه ای شیرین

    چشمه ای که می بیند

    مرد تشنه ای غمگین

    گرچه در زمستان بود

    چون بهار بود آن روز

    سرزمین ما ایران

    لاله زار بود آن روز

    روز خنده ما بود

    روز گریه دشمن

    روز خوب پیروزی

    بیست و دوم بهمن

    اللهم اغفر قائدنا سید روح الله الموسوی الخمینی و احشره مع الابرار ………..

    استقلال ازادی جمهوری اسلامی

  23. 37
    پیام سعادت می‌گوید:

    سلام
    در همه جای دنیا یک عده انسان متعصب وجود دارند که وقتی یک ایده ای از بزرگانشان به آنها رسید دیگر به هیچ وجه حاضر نیستند از آن عقیده سرپیچی کنند که البته ما با آن ها کاری نداریم برای اینکه شما هر چقدر هم برای اینگونه افراد منطق بیاورید آنها زیر بار نمی روند و به دنبال یک سری تعصباتی هستند
    پس طرف صحبت ما اینگونه افراد نیستند
    طرف صحبت ما کسانی هستند که اهل منطق و اهل علم و اهل تحقیق و اهل تفکر هستند و مرتب خودشان را با داده های جدید تطابق می دهند و منطبق می کنند
    و بحث امروز وبلاگ من این است که هر انسانی برای اینکه راه را برای خودش روشن بکند اولین سوالی را که از خودش می پرسد این هست که آیا من خلقت یک خالق هستم و یا بر حسب تصادف و شانس امروز اینجا حضور دارم؟؟؟
    و من خیلی دوست دارم که نظر شما را دراین باره بدانم و با اندیشه های شما بهتر آشنا شوم که این خود نیاز به یک گفتگوی دوستانه دارد
    البته اگر مایل باشید
    بی صبرانه منتظر حضور شما هستم


خوراک آراس‌اس برای این ورودی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.