سبز های عزیز…چه وقت بیدار می شوید؟

هر چه قدر هم مسئله ی تقلب درست باشد و هر چقدر هم تعداد سبزها بالا باشد…باز هم باید جماعت سبز به برخی مسائل گردن نهد.

هنوز عده ای از جماعت سبز (با وجود اشکالاتی که در تفکر سیاسی و استراتژی مبارزه دارند که در پست زیر توضیح داده ام:http://leftdialog.wordpress.com/2010/01/04/to-green/) به این باور نرسیده اند که حاکمیت ابزارهایی دارد که با آن به برخی اهداف خود می رسد.

البته ناگفته نماند که من به دلایلی معتقدم که تا چیزی به نام اصلاحات و افرادی مثل میرحسین و محسن رضایی و هاشمی و کروبی و علی مطهری و قالیباف و … جایگاه سیاسی خود را از دست ندهند،هرگز نمی توان تمایل راستینی برای آزادی و رهایی و سکولاریسم در بین مردم دید

ولی با این حال باید شرایط جاری را تحلیل کرد…

ساختار فعلی حاکم بر ایران به دلایل زیادی می تواند گروههای خاصی از مردم را در هر شرایط بحرانی جذب خود کند و تا زمانی که برخی پیش زمینه ها دست نخورده باقی مانده ، باید منتظر چنین مسائلی باشیم.

در تاریخ جمهوری اسلامی، سه حادثه پشت سر هم رخ داد:

1.ورود آقای خمینی به ایران و نابودی نظام شاه که تنها استبدادی که داشت استبداد سیاسی بود و نه بیشتر
2.شروع جنگ ایران و عراق و شرایط حساس بعد از آن
3.در گذشت خمینی در آخر کار

این سه حادثه ی پی در پی باعث شد که:
الف) خمینی در ایران برای خیلی ها تقدس خاصی پیدا کند
ب) بعد از افتضاحاتی که ناشی از ساختار غلط سیاسی بناگذاشته توسط خمینی ، همه افراد و اعمال را نقد می کردند و کسی پیکان حمله را به سمت خمینی نشانه نمی گرفت.

حفظ چنین شرایطی تا اواخر سال 78 در بخشی از اقشار مردم، نگاه فوق را نهادینه ساخت…

مسئله ی دیگر مسئله ی مذهب است…
در سال 57 قشر 80 درصدی سنتی مردم علیه قشر 20 درصدی مدرن قیام کرد و یا آن ها را مجبور به تسلیم کرد و یا آنها را اعدام کرد و یا باعث شد که 2 میلیون نفر از کشور خارج شوند

ساختار مذهبی در ایران باعث می شود که خیلی از مردم مطالبات حداقلی خود را کنار گذاشته و برای نگهداری از  ساحت نهاد مذهب به هر امری تن دهند.نمونه ی این پدیده را در ریزش های گسترده ی سبزها بعد از حوادث عاشورا می توان دید که برخی با سوت 2 دختر بچه در عاشورا حاضر شدند کل جنبش سبز با تمام ادعاهای آن را رها کنند و به شخصه خود من دهها تن از سبزهای مذهب گرای خاص را دیدم که به چنین سرنوشتی دچار شده اند.

البته اینجاست که باید به نفش تخدیری مذهب نهاد شده در جامعه پی برد و فهمید که چرا چپ ها نهاد روحانیت را عامل مقاومت علیه سلسله پیکارهای طبقاتی دانسته اند…

مسئله ی دیگر فضای رسانه ای هست.در کشور ما بدون شک 60 درصد مردم از داشتن ماهواره و یا اینترنت پر سرعت محروم هستند و یا حتی توانایی استفاده از آن را ندارند

اگر کسی مرد باشد و بمباران های 24 ساعته ی نظام از طریق رسانه ملی را پیگیری کند،باید اعتراف کند که با قشری شست شوی مغزی شده طرف است.باید قبول کرد که نظام مذهبی فعلی توانایی این را دارد که هر لحظه در تهران 10 میلیونی بیش از یک میلیون نفر را در عرض 1 روز جمع کند…حال آنکه سبزها کاملا از این امکان بی بهره اند…

شاید بتوان حرف شما سبزها را باور کرد که شما بیشمار هستید…

ولی مشکل شما سبزها این هست که فکر کردید و فکر می کنید که : «کافی هستید»

جنبش سبز باید به این باور برسد که باز هنوز باید گروههایی را جذب جنبش کند و بدنه ی خود را بازسازی نماید و انگیزه سازی دوباره کند و رسانه های خود را گسترش دهد و افراد منطقی خود را در دیالکتیک و بحث با وبلاگ نویسان و شخصیت های سیاسی گروههای مقابل قرار دهد و مناظره ها را تحریم نکند!

چرا که بزرگترین مشکل سبز ملی و لیبرال ایران از خود راضی بودن خاص خودشان است
باید از خواب بیدار شوند و با مسائل متصل به زمین دست و پنجه نرم کنند

54 دیدگاه »

  1. 1
    د جواد می‌گوید:

    استدلالهاي بيضويت رو خوندم
    خودم در جمع راهپيمايان بودم و تمام حرفهاي شما را دروغي بيش نميبينم
    الحق 22 بهمن شكست سختي خورديد من جاي شما بودم حالا حالا ساكت بودم
    يك نصيحت ازمن بشنو:عقائد ماركسيستي رو بايد در زباله دان تاريخ در شوروي سابق بگردي دنبالش

    • 2
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      عزیزمن … مطلب رو بخون بعد نظر بگذار

      من دقیقا برای سبزها استدلال کردم که شکست خوردند و بهشون گفتم که چرا شکست خوردند و …

      حالا کجای مطالبم دروغ و بیضوی بود؟

      اول یک لیوان آب خنک بخور بعد نظر بده

  2. 3
    Solh می‌گوید:

    اتحاد
    مبارزه
    پیروزی
    سلام بر آزادی

    فریاد « آزادی و مرگ برخامنه ای » در غوغای تیراندازی و تهدیدهای سگهای زنجیره ای ولی مطلقه فقیه.
    درود بر شرف و غیرت راست قامتان جنبش سبز.
    تو ای دیکتاتور آیا امواج موج سبز را می بینی؟ آیا فریاد این مردم نگونبخت که مدت بیش از ٣٠سال ظلم وستم بر آنها رواج داشتی می شنوی؟ یاعشق قدرت و مال اندوزی در بانکهای خارج همه ظرفیت های انسانی تو را به تباهی کشانده است.
    روز ٢٢بهمن باز مثل ٨ ماه گذشته سگهای زنجیره ای همچنین « سردار رادان » میزدند و نعره مستانه سر می دادن ،اما در برابر قدرت عظیم این موج سبز حقیر تر از همیشه .
    ای دیکتاتور شنیدی مردم فریاد زدند مرگ بر اصل ولایت فقیه ، ننگت باد اگر بخواهی مدعی شوی روز٢ ٢بهمن سیاه ملت حمایت قاطع خود را از رهبر نشان دادن.
    درود بر جنبش سبز
    فریاد این جنبش منحصر به امروز و فردا نیست ، تا سرنگونی ادامه دارد.
    ما بیشماریم و پیروز

    • 4
      ابوذر می‌گوید:

      همينطور به فريادها و توهينهاتون ادامه بدين شايد پيروز بشين اتفاقا شما با همين روشهاي زشت و متكبرانه خودتون در حال نابود شدن هستيد. جماعتي از اقشار مرفه تهران جمع شدن و خودشون رو بالاتر از همه مردم ميدونن . همينطور ادامه بدين بقيه خيلي از شما ميترسن!

  3. 5
    محمدرضا می‌گوید:

    سلام
    شما بفرمایید لیبرالهای ایران کدامیک هستند تا بعد روی تحلیل شما صحبت کنیم! قبل از نام بردن افراد یا گروهها یک بار دیگر به «لیبرال» بودن فکر کنید.

    • 6
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      یعنی شما می خوای بگی به غیر از افرادی دارای مرام ملی-مذهبی و یا لیبرال و یا ملی گرایان غیر مذهبی ، گروههای دیگری هم در جنبش سبز حضور دارند؟

      منظور من کل جنبش سبز بود اععم از آنها …
      بنده به مشی لیبرالی ابدا جسارت نفرمودم….

      اگر فکر می کنید کمونیست ها و یا فاشیست های طرفدار آقای خامنه ای و یا برو بچه های آنارشیست هم در جنبش حضور جدی دارند پس سلمنا !

  4. 7
    محمدرضا می‌گوید:

    رضا عوض نشدی هنوز! به قول قلعه نویی 360 درجه برعکس برداشت می کنی!
    من یک سئوال کردم گفتم لیبرال های جنبش سبز چه کسانی هستند؟
    سئوال بعدی من اینه که میزان تاثیر این لیبرالها (به شرط وجود) چه قدره؟
    پیچیده ست؟ نیاز به فلسفه فافی! داره؟!
    در ضمن لیبرال مذهبی یعنی اسب تک شاخ! واژه ها رو از بیخ درب و داغون نکنیم!

  5. 8
    دیالوگ سرخ می‌گوید:

    اتفاقا من اسب تک شاخ کم ندیدم
    برای مثال جناب آقای سلیمان رضایی که چندین بار بهم گفت لیبراله ولی به شدت
    معتقد به اسلام و مسلمین بود و …

    اگر این ها با هم تضاد داره به ابراهیم یزدی و مرتضی کاظمیان و آرش نراقی و جواد کاشی گرفته تا این ریز میز هاشون بگو این تضاد رو حل کنن
    اگر به نظرت این ها اصلا لیبرال نیستند و تعریف لیبرالیسم فرق داره با اینی که اینها هستند این دیگه مشکل من نیست محمدرضا جان…
    اگر نجات بهرامی و سعید قاسمی نژاد و رشید اسماعیلی تو جنبش سبز حساب می شدند باید یه قاط اساسی باهاشون بزنی که چرا اسم خودشون رو لیبرال گذاشتند

    در ضمن چطور میگی لیبرال ها تو جنبش سبز تاثیری ندارند و نیستند و …

    ببین مسئله فلسفی نیست…ولی مسئله اینجا در مورد لیبرال هاست و نه لیبرالیسم
    لیبرالهایی که بخشی از جنبش سبز رو تشکیل میدن…تو دانشگاههای کشور هم تعدادشون
    خیلی بیشتر از دیگر طیف های ایدئولوژیک هست

  6. 9
    محمدرضا می‌گوید:

    من رشید اسماعیلی رو خوب میشناسم حداقل اون مذهبی نیست! نجات بهارمی هم همین طور اینا بچه های خوبی هستند! شاخ هم ندارند! و در ضمن من هنوز نگفتم لیبرالها تاثیر دارند یا نه…!
    هنوز درگیر بحث های چپکی هستی! ذهن خوانی و انگیزه خوانی و بقیه ی کار های غیر مفیدی که چپ ها می کنند!
    تو سوسیال دموکرات خوبی میشی فقط یک کم پوپر خونت کمه!

    • 10
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      محمد رضا جان
      گروه دومی که مثال زدم برای جنبش سبزی های داخل لیبرال ها بود
      وگرنه هم من زندگی نامه رشید اسماعیلی رو می دونم و یکبار وقتی داشت سر قرآن خوندن ابتدای یکی از همایش های حقوق مسخره بازی در میاورد دیدمش
      می دونم که مشی کمونیستی داشته و لیبرال شده بعدا

      تازه نجات بهرامی و سعید قاسمی نژاد هم به دین خاصی عقیده ندارند… ولی گویا ذهن خوانی شما بهتره
      یه بار خواستم جامعه باز پوپر رو بگیر ترجمه فولادوند
      قیمت 26 هزار تومن
      گفتم گور بابای پوپر

      جون به جون مون کنی چپ هستیم دیگه

      ولی فعلا سرم شلوغه … وگرنه تابستان امسال به احتمال زیاد
      هم جامعه بازش رو میگیرم و هم اندیشه انتقادی و فلسفه تحلیلی اش رو یک بررسی ای می کنم

  7. 11
    محمدرضا می‌گوید:

    دو سه کتاب بهت معرفی می کنم بهتره تا این قدر توی خرج بیفتی. هم برای فهم پوپر هم برای آشنایی اجمالی اما مناسب با باقی فیلسوفان سیاسی
    * فیلسوفان سیاسی قرن بیستم / مایکل ایچ لسناف / ترجمه ی خشایار دیهیمی / نشر ماهی / 5500 تومان
    * اندیشه ی سیاسی کارل پوپر / جرمی شیرمر / ترجمه ی فولادوند / نشر ماهی / 3900 تومان
    * ناکجا آباد و خشونت / کارل ریموند پوپر / خسرو ناقد و رحمان افشاری / نشر جهان کتاب / 3500 تومان

    در ضمن چاپ جدید جامعه ی باز تک جلدی بوسیله ی نشر خوارزمی 18000 تومانه ترجمه ی فولادوند. یه ترجمه ی نسبتا خوب و دو جلدی از جلال الدین اعلم هست برای نشر نیلوفر 12000 تومان

  8. 12
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ می‌گوید:

    من به عنوان یک جوان ایرانی اریایی مسلمان از تو می خواهم به سوالات من پاسخ گویی که اگر برای ان ها پاسخی بر مبنای عقل و منطق داشته باشی قضیه زندگی را بر می گردانم !

    - شما مسلمان هستید یا ارمنی ؟
    2 – شیعه هستید یا سنی ؟
    3- میدانید امام حسین چرا قیام کرد ؟
    4- ایا درخواست بی حجابی له کردن ایات قران نیست ؟ همان قرانی که امام حسین برای احیای ان قیام کرد و تا اخرین نفس جنگید ….
    5 – ایا ایه الله العظمی منتظری ( ره ) با امام ( ره ) بد بود که شما به حمایت از او از ولایت فقیه بیزاری می جویید ؟
    6- ایه الله خامنه ای چه کرده است که با او بد شدید ؟
    7- چرا اغلب جنبش سبز از اسلام برائت دارند ؟
    8- ایا اصلا بحث این مسائل به وجود امده بعد انتخابات مربوط به رهبری و حکومت اسلامی می شد که شما ان را ختم به این مسائل فرمودید ؟
    9- بحث سر ریاست جمهوری بود یا رهبری ؟
    10 – چرا احمدی نژاد نه و موسوی اره ؟
    11- چرا روز عاشورا را جنبش سبز با کف و سوت عید قرار دادند ؟
    12- چرا اغتشاش می کنند و به اموال عمومی اسیب می رسانید ؟
    13- چرا اکثر کفار غرب شما را حمایت می کنند ؟
    14 – منظور شما از ازادی چیست ؟
    15-اگر شما به جای رهبری بودید با احمدی نژادی که با ارای مردم انتخاب شد چه می کردید ؟

    مخالف عزیز و گرامی امیدوارم به سوالات من بیندیشی و ان ها را پاسخ دهید …….
    یا علی مدد

  9. 13
    محمد رسول الله می‌گوید:

    اینک چنان اسلام را وصف نمایم که هیچکس پیش از من آنرا وصف نکرده باشد،
    اسلام،تسلیم و سر سپردگی است،و تسلیم،یقین است
    و یقین تصدیق است و تصدیق اعتراف است
    و اعتراف به جای آوردن فرامین دین است
    و به جای آوردن آن فرامین،عمل کردن به آن است.

  10. 14
    آیسودا می‌گوید:

    شاید 40 سال دیگر مرد ایران به اهمیت سکولار پی برند.

  11. 15
    نسوان می‌گوید:

    آفرین و تازه همه ی اینها بشود که ما بیشماران پیروز شویم و میرحسین موسوی که نسخه ی اخته شده ی خاتمی است سر کاربیاید!!

  12. 17
    آرش می‌گوید:

    دیالوگ سرخ عزیز، من هم با فرمایشات شما موافقم و مذهب را بزرگترین مشکل در ایجاد یک تحول و انقلاب میبینم. نمی توان انتظار داشت همه بتوانند منطقی با مسأله مذهب کنار بیایند ولی جدایی دین و حکومت حداقل چیزی ست که باید در تحول بعدی انتظار داشت. من این تحول را در مردم نمیبینم، و این سوال هست که اگر جنبش به پیروزی رسید(که به نظرم قطعا می رسد) چه کسی و چگونه به خواسته های مردم عمل خواهد کرد؟ یعنی مثل انقلاب 57 سلطنت می رود و سلطنت مذهبی روی کار خواهد آمد. یعنی بدون رشد فکری در مردم فقط دو مهره عوض خواهند شد؟ بعضی معتقدند که مردم هنوز به رشد فکری لازم برای یک تحول بنیادین یا انقلاب نرسیده اند و البته من هم با آن موافقم ولی اختلافم در این است که این دسته به این دلیل اعتراض در وضع موجود را صحیح نمیبینند. در کل از تحلیل که بگذریم شما راه حل را در چه چیزی میبینید؟ اعتراضات خیابانی در وضع موجود را صحیح میبینید یا خیر؟
    ممنونم

    • 18
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      اولا بر خلاف شما من دقیقا فکر می کنم که این جنبش سبز پیروز نمی شود،علت اش رو هم در مقاله ای که در این مطلب اخیر آدرس دادم مفصلا شرح و بسط دادم

      ثانیا من با وجود مشی چپ خودم یک دموکرات هستم و انقلاب رو نتنها در شرایط فعلی غیر عملی ، بلکه مضر هم می دونم
      یک انقلاب لیبرالی راحت ایران را در دامان طرفداران سینه چاک
      آمریکا می اندازد.(هر چند من سیاست رادیکال ضدیت با آمریکای جمهوری اسلامی رو قبول ندارم و معتقدم کشور باید با تمام دنیا روابط خودشو منطقی دنبال کنه و وابسته نباشه)

      ثالثا بنیان فکری مردم کاملا ضعیف هست. نیاز نیست که ثابت کنیم دین و خدا و … غلط هست.مهم این هست که حرف مشایی رو به کرسی بنشونیم… یعنی اینکه دوران اسلام گرایی به پایان رسیده

      شما اجازه بده این جنبش سبز و این اصلاحات خط خمینی بخوره زمین و بعدش این طرحهای اقتصادی قشنگ دولت اجرا بشه،اونوقت بنده به شما قول می دهم که در عرض 5 سال ایران به سرنوشت شوروی دچار میشه… فقط مهم این وسط این هست که ناراضی بودن مردم کافی نیست…بلکه مردم باید بینش هم پیدا کنند واین بینش در قشر دانشگاهی شکل میگیره…
      مهم این هست که قشر دانشگاهی و اصلاح طلب و لیبرال و ملی و…
      به این باور برسن که کلید مشکلات کشور دست ساختارهای مذهبی نیست و باید ضرورت سکولاریسم رو حس کنند…

      شما فکر کردی که اگر جنبش سبز رژیم رو کله کنه (که نمی تونه بکنه و نخواهد کرد) ، چی میشه؟
      مطمئن باش این انصار حزب اللهی هایی که من میشناسم مثل القاعده و طالبان و … میریزن سر مردم و تو کوچه و صف و سینما
      و اماکن عمومی عملیات انتحاری انجام می دن و از اقشار خاصی انتقام خواهند گرفت

      ما باید بگذاریم این جماعت دن کیشوت خودشون به این نتیجه برسند که هدف شون متوهمانه هست و خودشون سرشون به سنگ بخوره
      و مثل شوروی خودشون حزب ولایت فقیه رو منحل اعلام کنند…

      شاید کمی طول بکشه… ولی راهی جز این نیست
      تنها کاری که تو این مدت ما می تونیم بکنیم کار فرهنگیه

  13. 19
    پیام سعادت می‌گوید:

    با توجه به اینکه شما به رابطه ی علی و معلولی معتقد هستید
    به نظر شما
    این زنجیره ی علت و معلول ها تا کجا ادامه دارد

    • 20
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      مسئله علت معلول نیست…مسئله کنش هاست و این کنش ها همواره بین مواد وجود داشته است…چون ذات ماده های متکثر با هم در تمایض و تضاد هست…

      اگر دیالکتیک و حرکت جهان شمول رو بخونید متوجه میشید

  14. 21
    پیام سعادت می‌گوید:

    اتفاقا مسئله از نظر من همین هست که شما باید مشخص کنید که آیا معتقد به تسلسل علل و معلول هستید یا نیستید؟؟؟چون اگر معتقد نباشید ما می توانیم راجع به حکیم بودن آن خالق گفتگو کنیم و اگر معتقد به تسلسل علل و معلول باشید بحث کردن راجع به حکیم بودن خالق لزومی نخواهد داشت
    بنابراین شما باید جهت فکری خود را مشخص کنید و اعتقاد خود را در اینباره به طور واضح بیان کنید تا من هم بدانم که اختلاف نظر ما از کجاست تا درباره ی همان صحبت کنیم

    • 22
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      ببینید…

      شما مسئله ای را طرح کردید که پیش از آن دو جواب از قبل برای خود آماده کردید
      در صورتی که شیوه ی بازی ما در این میدان فرق دارد

      بگذارید ساده تر بگم
      شما همان نظری که نسبت به علت العلل که خداست دارید و می گویید که علت ها به آن ختم می شود و او خود نیاز به خالق و علت ندارد… ما همین نگاه را به ماده و انرژی و زمان و فضا که اجزای هستی هستند (حداقل تا جایی که می توان فرض کرد) داریم

      اینها در وجود خود نیاز به کسی ندارند … بلکه به صورت عادی هستند
      پس این وسط بحث از تسلسل علل و یا عدم تسلسل علل بیهوده است

  15. 23

    ممنون که سر زدید

  16. 24
    مهدی می‌گوید:

    مهم تفاوت نگاه بین ما و شما به دنیا و چیستی انسان است شما انسان را ماده فرض می کنید و ایجادش را اتفاقی ولی ما معتقد به سازوکار دیگری هستیم آهن برای تبدیل شدن به فولاد سختی های زیادی می کشد و تا حرارت نبیند و پتک نخورد فولاد اب دیده نمی شود ، ملتی که می خواهد جهان را تغییر دهد باید از امتحانات گوناگونی سر بلند بیرون بیاید از اینکه بگذریم این اوصافی که شما گفتید وهم و خیال است اوضاع فعلی ایران و ایرانیان خیلی بهتر از اوضاع 31 سال پیش و در حال پیشرفت و تعالی است.
    از اینکه بگذریم اثبات خدا موضوعی پیش پا افتاده است که نه حوصله اثباتش را دارم و نه علاقه ای به اثبات چیزی که وجودش مسلم است اگر دوست داری واقعیت وجود الله را نبینی خوب چشمانت را ببند و در جهل مرکبت باقی بمان ، مار کسیست ، لیبرال ، دموکرات ، ماتریالیست ، امانیست ، ایول چریک پیر جوان[نیشخند]

    • 25
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      اولا لطفا بگویید سواد اثبات خدا را ندارم

      ثانیا من نه لیبرالم و نه کمونیستم و نه ملی گرا هستم

      آن چیزی که هستم را می توانید در بخش کیستم وبلاگم ببینید

      ثالثا ملت ما 120 سال است که برای دموکراسی می جنگد و به نظرم آبدیده شده و تنها مانع دموکرات شدن اش نهاد روحانیت بوده و این را به وضوح می توان در تاریخ دید…بهتر است نگویم 31 سال در پیشرفت بودیم و یا خیانت…چون رئیس جمهور فعلی که در مناظره از حدود 26 سال خیانت هاشمی و موسوی و خاتمی و بنی صدر و بازرگان و … صحبت کرد

      طی 5 سال خودش هم که بماند!

      رابعا این را به عنوان یک توصیه برادرانه بهت می کنم
      و یادت باشد که یک فرد ناباور هرگز دوست ندارد بعد از مرگ
      تمام شود…ولو در جهنم…باز هست
      مطمئن باش هر مقاله ی شبه علمی که ادعای دست غیبی
      خدا را در فلان مسئله طبیعی و کهکشانی مدعی شود اولین
      خواننده گان با اشتیاقش اول ماها هستیم

      ما خیلی بیشتر از شما خوشحال می شویم که الله ای باشد

  17. 26
    پیام سعادت می‌گوید:

    شما که می نویسید ما همین نگاه(علت العلل یا همان علت اول بودن) را به ماده داریم
    پس چرا همان اول کار که از شما پرسیدیم آیا به نظر شما ماده علت اول است
    در پاسخ من نوشتید که «ماده علت نیست»؟؟؟

    • 27
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      علت بودن از وجود بودن جداست در این منطق
      چطوری بفهمونم این مطلب رو نمی دونم!

      ولی خواص ماده با وجودشون تفاوت داره
      این خواص ماده و طبیعت متکثر اونهاست که موجب کنش های علی معلولی در جهان میشه

  18. 28
    مهدی می‌گوید:

    بحث تایید یا رد در میان نیست چون من اساساً به ازادی اندیشه بی قید و شرط اعتقاد ندارم خصوصاً در مورد افرادی که اندیشه های پوسیده و کهنه را تبلیغ می کنند خواه نام امروزش سوسیال دموکرات باشد یا همان کمونیست های سابق، شبه های ذهنی امثال شما را بزرگتر از من و امثال من پاسخ داده کسی که روحیه حقیقت جویی در وجودش خاموش شده باشه قابل اصلاح نیست اخوی!
    ولی از بعضی از تیکه و کنایه هات به جنبش سبز خوش امد در بعضی از موارد مثل به نتیجه نرسیدن این جنبش با شما هم عقیده ام ، ولی این را بدان که اگر در جامعه دانشگاهی امثال شمایی وجود دارد که در پی بسط و گسترش تفکرات خاصی است ، در طرف مقابل هم این مجموعه با قدرت و توان بیشتری برای بسط و گسترش اندیشه هایش وجود دارد ، از حق که نگذریم توان فضا سازی رسانه ای همچون صدا و سیما در کل ایران قابل مقایسه با هیچ رسانه ای نیست و… ، پس امید به این نداشته باش که عقاید کهنه در لباس نو همچون سوسیال دومکرات در بین جامعه ایرانی پخش شود.

    • 29
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      اندیشه ی افرادی مثل هابرماس و نوام چامسکی و هورکهایمر گرفته تا متفکرین داخلی اش مثل فرخ نگهدار و امید نجابتی ، پوسته ی جدید چیزی نیست…بلکه اساسا تفکر جدیدی هست که ریشه از از اوایل غرب 20 شروع میشه

      ما تلاش خودمون رو می کنیم و هدف گذاری و اولویت برای ما جامعه دانشگاهی هست که هم از خشونت شیعی به تنگ آمده و هم کمونیسم براش تموم شده و هم لیبرالیسم براش راهی رو باز نکرده

      یکی از بزرگترین کمک هایی که برای ما اومد شکست کامل جنبش سبز و نابودی نسبی کل جریان اصلاحات بود

  19. 30
    پیام سعادت می‌گوید:

    چه فرقی بین علت اول بودن با سرچشمه ی وجود بودن هست؟؟؟

    • 31
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      من اسمی از سرچشمه وجود بودن نیاوردم
      ماده خود وجود هست

      همونطوری که گفتم وجود خود ماده از کنش های طبیعی اون با هم کاملا جدا بررسی میشه

      اگر مسائل مطروحه براتون سنگین هست لزومی نداره لفظ بازی فلسفی ادامه پیدا کنه…می تونیم رو مباحث علمی ساده تمرکز کنیم

  20. 32
    انديشه بسيجي می‌گوید:

    مشكل شما اينه كه اسلام را نشناختيد

    در ضمن شما ادعاي ماركسيست بودن داريد چرا در خيمه ليبراليسم هستيد . شما از اول هم فرزندان آمريكا بوديد نه شوروي .
    حتي اگر جنبش به ظاهر متحد سبز پيروز هم بشه باز هم نمي تونه به هدفش برسه چون اجزاي اين جنبش اهداف كاملاً متفاوت ومتضادي دارند.
    از كومله جدايي طلب گرفته تا جنبش پان ايرانيسم .
    از افراد سكولار وبي دين مثل خودت گرفته تا افرادي با عقايد طالباني

    • 33
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      دوست گرامی…
      این مطلب نقد نامه ی جنبش سبز و لیبرالیسم بود
      در ضمن ایست کردن در آرای مارکس را درست نمی دانم و بر خلاف سنتی ها مارکس را فصل الخطاب نمی دانم

      لطف کنید اگر سوسیال دموکراسی را نمی شناسید کمی مطالعه کنید و سپس انگ غرب و شرق به من بزنید

      نقد نامه های من هم به غرب در همین وبلاگ بخوانید تا موضع بنده را متوجه بشوید

      البته اگر قضاوت درست در مورد افراد را بخشی از آموزه های دین خود می دانید عرض کردم!

  21. 34
    مهدی می‌گوید:

    درحوادث اخیر اصلاح طلبی رادیکال از اصلاح طلبی سنتی و اصولگرایانه جدا گردید و سرنوشتی که شما مد نظرتان بود شامل حال گروه اول گردیده است و غالب نخبگان سیاسی اصلاح طلب مسیرشان مشخص و معین گردیده است ، اما نکته اساسی که نخبگانی همچون شما از درک آن عاجز هستید این است که مردم ایران در پذیرش نظرات و آراء نخبگان چه دانشگاهی و چه سیاسی فیلتری به نام دین را ایجاد نموده است که این دین ریشه در باورهای عمیق مذهبی ایرانیان به اسلام ناب محمدی دارد و به طور کلی سکولارسیم مد نظر شما تا زمانی که تعبیر دین در میان مردم تغییر نکرده قابل تصور هم نیست چه برسد قابلیت اجرا داشته باشد ، شما که به قول خودتان فقط جایگاه در نخبگان دانشگاهی دارید در دوره پهلوی که جامعه نخبگان سیاسی و دانشگاهی هم هدف برای حذف دین از عرصه زندگی مردم شدند نیز موفق نشدند و برعکس نتیجه حاصل آن شد که دیدیم!
    نسخه داخلی که شما با این نام ها پیچیده اید برای ما که پیگیر مسائل سیاسی اجتماعی هستیم و جایگاهی در جامعه دانشگاهی داریم ناشناخته است چه رسد به عوام الناس!!
    در خصوص ازادی بیان هم نکات ریزی در خصوص تمیز بین جواز و عدم جواز است که بارها بیان شده و باز من دلیلی برای تکرار نمی بینم
    اینده روشنی در پیش روست!

    • 35
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      این حرف ات رو قبول دارم بطور کلی
      فقط یک نکته ای رو فراموش کردی و همین باعث میشه یک سری
      احتمالات رو از قلم بندازی

      روشنفکری سکولار در ایران همیشه از ابتدای بوجود اومدن اش یا وابسته به غرب و شرق بوده و یا وابسته به بورژوازی و کانون های ثروت و علاوه بر مقاومت اندیشه ی دینی و حائل شدن اش بین مردم و اونها ، همیشه به دلیل تفاوت سطح اجتماعی و رفاهی، نگاه مردم به روشنفکری در بین عوام کاملا منفی بوده
      حتی قبل از اینکه مردم بخواهند تشخیص بدن که این موضع غیر دینی هست یا نه، به صورت طبیعی این مسئله وجود داشته

      ولی اگر روشنفکری بنیان درون مردمی پیدا بکنه و از دل مشکلات عینی (نه مشکلات ساختگی و مجازی دنیای مدرن غرب) به شدت می تونه تاثیر گذار باشه…اتفاقا رفقای شما دقیقا از همین می ترسن که قصد دارند ما رو با بقیه جمع ببندند

      در مورد آزادی بیان هم من مثل شما اوقات بیکاریم رو صحیفه ی نور ابوی (که مثل شما فکر می کنه) رو می خونم…مخصوصا جلد 19 که در مورد دانشگاهها و مطبوعات زیاد صحبت کردند

      نگاه تفکر شما به این قضیه کاملا بسته است و از نظر ایشون دانشجوی سکولاری که تبلیغ افکار خودش رو میکنه باید اخراج بشه
      مگر اینکه تعدادی از اساتید و بزرگان طیف خودی بیایند و جوابش را بدهند … تازه اگر باز هم نتونن جوابش رو بدهند دیگه معلوم نیست از نظر ایشون چه بلایی باید سرشون بیاد

      مثلا از نظر ایشون استاد سکولار باید اخراج بشه…رسما بدون هیچ شوخی و انعطاف گفتند
      قلم های مسموم و سکولار باید شکسته بشه

      شما صحیفه خونتون هم کمه…باید تجویز کنم یه کم

  22. 36
    پیام سعادت می‌گوید:

    از نظر شما بین سرچشمه ی وجود بودن با خود وجود بودن فرقی هست؟؟؟

    • 37
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      قطعا همینطور…
      همون طوری که شما هم تو اندیشه تون بین ذات و صفات خدا تفاوت می گذارید و حرکت هستی رو در حرکت جوهری بین فعل خدا و خلقت خدا تمایز قائل می شید
      (البته شاید این مثال چندان صدق نکند…فقط برای ایجاد فضای ذهنی براتون زدم)

  23. 38

    ببین دوست عزیز، به نظر بنده شما خیلی تند رفتید!
    نمی تونید بگید در 22 بهمن سبزها شکست خوردند!
    ما زیاد بودیم اما گم بودیم.
    البته تاحدود زیادی به حرفهای شما صحه می گذارم، اما مسئله ای که هست نوع نگرش انسانهای سطح پایین جامعه است.
    اگر شما این مثل را در نظر بگیری که دشمن دانا خیلی بهتر از دوست نادان است و در نتیجه دشمن نادان بسیار مسئله بغرنجی خواهد بود!! همان می شود که یکی از این قشر مذهبی دو آتشه که هیچگونه منطقی ندارد می تواند به جای چندین هزار برابر طرف مقابل خود توانایی داشته باشد!
    مذهب مسئله ی بسیار پیچیده ای است که شدیدن هم کاربرد غیرعقلی دارد!
    رسانه ی همگانی و البته پول، قدرت انکارناشدنییست که در دست رژیم است.

    • 39
      ديالوگ سرخ می‌گوید:

      مسئله اصلي مذهب نيست
      مسئله شكست جنبش سبز است
      جنبش سبز علاوه بر اينكه گم بود كم هم بود…همه ديدند كه در ميدان آزادي جمعيت خيلي كمي بود و سبزها به راحتي اگر به اندازه ي كافي بودند مي توانستند پر كنند

      هيچ دليلي وجود ندارد كه سبزهاي 22 بهمن بالاي 4 هزار نفر بوده باشند

    • 40
      ابوذر می‌گوید:

      به يهدا:
      سلام
      من نميخوام زياد روي اين مسئله بحث كنم كه سبزها در 22بهمن شكست خوردند يا نه البته به نظرم يه بار ديگه شكست خوردند هر چند اين شكست كامل نشده و بايد تكرار بشه هرچند به تلاشهاي سياسي سبزهاي مذهبي احترام ميگذارم و اميدوارم اونها بتونن بقيه سبزها رو از اقدامات راديكال و غير منطقي جدا كنن.

      اما نكته اصلي شكستهاي شما و خسته شدن تدريجي سبزها همين نگاه متكبرانه سبزها به ديگرانه مثل شما كه بقيه رو انسانهاي سطح پايين جامعه ميدونين و همين نگاههاست كه ديگران رو از شما رويگردان ميكنه و مشخص ميكنه كه شما خودتون رو بالاتر از بقيه ميدونين .و هيچ ايراد مهمي در تفكرات خودتون رو نميپذيريد.

      ببين دوست عزيز موقعيت فعلي كشور طوري نيست كه كسي بتونه ادعا كنه بالاتر از ديگرانه به نظر من الان در جامعه خواسته يا ناخواسته يك تقسيم امكانات ايجاد شده مثلا قدرت سياسي تقريبا در دست طبقات مستضعف اقتصاديه ومذهبيهاست و قدرت پول و ثروت در دست معترضين و مرفهين هست و برهم زدن اين تعادل بسيار مشكل و حتي مخرب و خطرناكه.

      • 41
        دیالوگ سرخ می‌گوید:

        مشکل تحلیل های شما مذهب محوری است

        • 42
          ابوذر می‌گوید:

          مشكل تحليلها و افكار شما كنار گذاشتن دين و مذهب از مسايل و موضوعات سياسي و اجتماعي است .
          و اتفاقا همين مشكل را اكثر سبزها هم دارند.

          • 43
            دیالوگ سرخ می‌گوید:

            گمون نمی کنم که مذهب بیشتر سبزها با شما تفاوت بکنه

            اونها هم به اشتباه سیدعلی خامنه ای رو یزید می نامند…روی حساب همین تحلیل های مذهبی

          • 44
            ابوذر می‌گوید:

            من نگفتم مذهب اكثر سبزها با ما فرق داره بلكه گفتم مشكلشون كنار گذاشتن دين و مذهب از مسايل و موضوعات سياسي و اجتماعيه و بعيد ميدونم كه شما متوجه منظور من نشده باشين!

            اتفاقا در ميان سبزها انسانهاي شريف و مذهبي هم وجود داره
            اما جنبش سبز به نظر من يك جهت گيري سكولار داره.و به همين دليل به نتيجه نميرسه يا در صورت نتيجه گيري مفيد نميتونه باشه.

          • 45
            دیالوگ سرخ می‌گوید:

            جنبش سبز چون ماهیت آمریکایی داره پیروز نمیشه وگرنه حکومت لنین در روسیه ی مسیحی به صورت کاملا کمونیستی تشکیل شد… وای به حال حکومت سکولار

  24. 46
    پیام سعادت می‌گوید:

    من که فکر نمی کنم بین سرچشمه وجودی با اصل وجودی فرقی باشد
    پیشنهاد می کنم که اینقدر کوتاه و ناقص به سوال پاسخ ندهید تا من مجبور شوم با سوال پرسیدن زیاد منظورتان را از زیر زبونتان بیرون بکشم و به همین ترتیب بحث کش پیدا کند به جای زیر زبونی پاسخ دادن منظورتان را به طور کامل بیان کنید تا زود تر منظورتان مشخص شود
    سوال من از شما این بود که چرا در اول کار می گویید» ماده علت اول نیست» ولی بعد می گویید که «ما همین نگاه(علت العلل یا همان علت اول بودن) را به ماده داریم»
    این تناقض در حرفهای شما به چه معناست؟؟؟
    آیا منظور خاصی از این تناقض گویی دارید یا هدف خاصی را دنبال می کنید؟
    یا اینکه حواستان نبوده است!!!
    اینکه شما در جواب نوشتید: «علت بودن از وجود بودن جداست» و بعد هم می گویید که منظورتان از وجود بودن یک سرچشمه ی وجود نبوده است
    بین این جملات شما و سوال من چه ارتباطی وجود داشت؟؟؟
    من می خواهم بدانم که آیا شما از عمدا به سوال من جواب بی ربط می دهید یا خیر؟؟
    و در نهایت فکر می کنم که بد نباشد که تکلیف خودتان را برای ما مشخص کنید و اینقدر با ابهام و نامشخص نظر ندهید که هیچکس متوجه منظورتان نشود
    شما که به نظر خودتان اهل مطالعه هستید
    پس باید این را هم بفهمید که وقتی می نویسید :»ما همین نگاه(علت العلل یا همان علت اول بودن) را به ماده داریم»
    معنی جمله تان این می شود که ماده را علت اول می دانید و زمانی که این اعتقاد را داشته باشید دیگر نمی شود خلاف آن اعتقاد را هم داشته باشید
    یعنی اینکه نمی شود که هم بگویید که ماده علت اول است و هم بنویسید که ماده علت اول نیست!!!
    چطور شما یک مطلب به این سادگی را نمی فهمید؟؟؟

    • 47
      ديالوگ سرخ می‌گوید:

      ببينيد
      شما داريد يك مسئله ي بديهي رو عمدا بر بحث تفت مي دهيد تا موضوع اصلي گم بشود
      اگر تا قبل به اين مسئله شك داشتم الان يقين شد برام

      مسئله ي خيلي ساده كه ماده از نظر ما قديم است و بين وجود ماده كه هميشه بوده و صفات و كنش هاي او تفاوت وجود دارد و نياز به خالق ندارد به نظرم خيلي ساده هست…شما اين وسط با به ميان كشيدن علت و معلول فقط داريد بحث رو طول مي دهيد كه خط گم بشود

      وگرنه اين موضع من كه ثابت بوده

      اين شما بوديد كه به دنبال تسلسل و يا عدم تسلسل علل بوديد
      چون ساختار ذهني تان بر اساس فلسفه ي فارابي شكل گرفته است و به عينك هاي ديگر عادت نداريد

  25. 48
    شورشگران می‌گوید:

    سبز در ساك 78 كوی دانشگاه به سر كردگی خاتمی نجات دهنده دولت كلاپس اسلامی پای به عرصه نجات دولت اسلامی و بازار دلالی و رانت خواری زد و زورش را برای رفورم هایی ازمایش كرد و به جز چمن كاری و فضای سبز مذهبی و چند از دست رفته حاصلی نداشت ..چرا كه دولت اسلامی و یا هر دولت مذهبی قابل اصلاح نیست ..
    مردم و جامعه عقب مانده فكری و بدون اگاهی تاریخی ایران دوباره به سر كردگی نو خاتمی ها .. در راس جنبش سبز قرار گرفتند كه چند باره بحران ، حكومت بحران ساز و بحران زی را به چالش كشند .. از انجایی كه بیشتر راس و بدنه سبز معتقد به حفظ ساختار دولت اسلامی ست در نتیجه در دراز مدت هزینه سنگین و نتیجه بسیار سبك خواهد بود ..

  26. 50
    دیوونه می‌گوید:

    بحث و جواب های شما رو در وبلاگ گفتمان خوندم و تا حد زیادی هم نظر هستیم.برای همین اومدم اینجا. این پستت هم حرفای زیادی برای گفتن داشت.باید سر فرصت برگردم و مطالبت رو با دقت بیشتری بخونم.موفق و پیروز باشی

  27. 51
    زهرا می‌گوید:

    نقد منطقی و منصفانه ای بود…من هم اعتقاد دارم آنچه که امروز باعث پیش برد مقاصد حاکمیت شده،سوءاستقاده از مذهب و دوم ابزار اطلاعاتی وسیع ان است!اما در ادامه به این اعتقاد دارم که در دنیای کنونی و با شرایط امروزی،این فریب و این روش چندان ماندگار نخواهد بود!روش ،روشی است که در آینده نه چندان دور رنگ خواهد باخت!

  28. 52
    ایرانی می‌گوید:

    سبزه ها وقتی بیدار میشند که هوا گرم بشه،فصل تولید مثلشون برسه و مواد غذایی کافی هم داشته باشند.

  29. 53
    فرزاد می‌گوید:

    من فکر میکنم وجود یک جنبش و فعالیت هرچقدر بی در پیکر هم که باشه میتونه و تونسته روند خیلی از چیزها رو عوض کنه . و بهتر کنه . مثلا بعد خرداد 88 بیشتر دانشجو ها ی که فقط شنونده بودند امروز به یک محقق واقعی تبدیل شدند ! خیلی از هم کلاسی های من هم همینطور . من معتقدم باید ویژیگی های فردی یک انسان رو خیلی بهتر شناخت . اولا مخالف این هستم که جنبش ریزش های کلان داشته . چون بیشتر حرفای رژیم قبل از انتخابات تا همین امروز تکراری بوده . و اگه قرار به خریداری بود زودتر جذب کننده بود . دوما میگم هدف جنبش هرچی باشه تاثیرش مهم هست که نشون داد . به وضوح نشون داد برای کسی که میخواست ببینه که خشونت سازمان یافته و کاملا واضح در حکومت وجود داره . باعث شد اصلاح طلب ها حذف بشن و این برگ دیگری از وجود خشونت رو بارز میکنه چون بعدا خواهیم دید که منتقدان سوری و نمایشی هم از درون حاکمیت اخراج میشن و اینا گرایش به فضای رها و آزاد رو بیشتر میکنه .
    و شما اگه معتقد هستید که توده ها باید دنبال خواسته هاشون باشن . این رو میتونید در گفتار و نوشتار خیلی از جونها بخصوص اونای که تحقیق زیادی دارن حتی خودتتون ببینید .
    من نوعی معتقدم یک حرکت مردمی یک روزه شکل نمیگیره ما همیچین ادعای که کافی هستیم نداریم اصلا شکل گرفتیم که ریشه های دیکتاتوری رو از بین ببریم حذف ریشه های دیکتاتوری نیاز به گسترش ارتباطات داشت و گسترش ارتباطات نیاز به رسانه بود و البته سوژه ! در حالت عادی نه رسانه ای هست نه سوژه ای دوست داشتی با نسلی رو به رو باشی که دائم ذکر بخونن …
    طبعا اگه حرکتی هم به وجود میومد در این حالت بجز برخورد و خشونت هیچ نتیجه ای دیگه نداشت . در وجه اول ما انسان هستیم
    من به عنوان یک زیست شناس انسان رو یک گونه میدونم که رفتار شخصی و اجتماعیش رو باید از ویژیگی های زیستیش پیشبینی کرد و معتقدم بعد از انتخابات اگر اعتراض نمیشد خیلی مسخره بود
    یعنی حاکمیت دقیقا این موضوع رو برای خودش و برای مردمی که بهش رای ندادن جا مینداخت و ثابت میکرد که میتونه بزرگترین دروغ ها رو در روز روشن بگه و هیچکی هم صدای ازش در نیاد و این یعنی فاتحه خودن برای ارزش اجتماعی مردم

    18 تیر همین نقد ها بود امروز جنبشی بزرگتر از 18 تیر و اینده ای نزدیک بزرگتر و بزرگتر و بزرگتر

  30. 54
    فرزاد می‌گوید:

    در پایان میگم ما باعث شدم حکومت برگرده به خودش نگاه کنه که خمینی که روزی اسمش جونا رو به گریه مینداخت تبدیل شده به چه چیزی و بفهمه که چرا نباید به تفریح بگه لهو لعب و منعش کنه
    امروز حاکمیت خیلی از این میترسه که یک اشتباه اقتصادی باعث بشه فاتحه اش خونده بشه !
    درضمن در مکتبی که امروز در ایران رواج داره دیکتاتور گفتن به خامنه ای یعنی توهین به مکتب و مذهب این از قبول نداشتنش خیلی بالاتره !
    خیلی از مردم ایران به شدت به دین وابسته هستند و هر راهی که اونا رو مواجه کنه با دین باعث میشه اونا به شدت از آِنده بی دینی بترسن و از اون راه جدا بشن . حالا راه گذر از دغدغه های عادی اجتماعی چیه ؟! اینکه دست رو دست بگذاریم تا اوضاع اینقدر بد بشه که همه قیام کنن . یعنی بدتر از دهه 60 ؟ بدتر از اعدام فله و بیخود ادامه دادن جنگ ؟!
    مردم اگه یاد بگیرن برای خواسته هاشون اعتراض کنن دیگه وابستگیشون به دین بی اهمیت میشه و ما هم میخواهیم همین رو یاد بدیم که اینطوری ریشه دیکتاتوری خوشکانده بشه میدونم سخته ولی تلاش میخواد


خوراک آراس‌اس برای این ورودی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.