منتقدین سرمایه داری از چه کسانی ضربه می خورند؟

آنهایی که به نقد سرمایه داری می پردازند ، زیاد این جمله را شنیده اند که : «عاقبت تفکر شما چیزی هست که در شوروی اتفاق افتاد» !

استالین از کسانی بود که به شدت به سرمایه داری می تاخت ، ولی خود ساختاری را بنا ساخت که چندان با انواع سرمایه داری خشن تفاوتی نمی کرد.سرمایه داری دولتی و متمرکز کردن ثروت سرزمینی با وسعت تولید صنعتی شوروی (آن هم با آن عظمت جغرافیایی و منابع وسیع) در دست بوروکرات های حکومتی حزب ، ساختاری را بوجود آورد که خیلی ها آن را به عنوان یک
«سرمایه داری دولتی» می شناختند.

استالین بعدها یکی از سوژه های طرفداران سرمایه داری، برای کوبیدن نقدهای به سرمایه داری شد

احمدی نژاد با اینکه تفاوت های زیادی می تواند با شخصیتی مثل استالین داشته باشد، ولی در بخش ادعاهایی که علیه سرمایه داری داشته است ، کاملا به راه استالین رفته است. این روزها اگر کسی علیه سرمایه داری و کاپیتالیسم صحبت کند،او را در کنار احمدی نژاد دسته بندی می کنند!

فردی که در هیچ سخنرانی ای نیست که یک فحش به سرمایه داری ندهد.با این حال بهتر است که ستون های فکری اقتصاد دولت احمدی نژاد را خوب بشناسیم.

- دکتر جمشید پژویان:این استاد عزیز دانشکده ی ما دقیقا جمله ی جالبی در یکی از سخنرانی هایش در جواب یکی از دانشجویان (طی پرسش و پاسخ دانشجویی ای که دانشکده اقتصاد در آبان ماه برگزار نمود) دارد.وی در جواب یکی از دانشجویان که در باب رعایت عدالت اجتماعی در مورد طرح هدفمند کردن سوبسید ها می پرسید این پاسخ را داد:»اصولا ما در اقتصاد علمی چنین مسئله ای که شما عدالت می نامید نداریم و عدالت در اقتصاد متعارف مطرح نیست و ما فقط از طریق دولت می توانیم شکست خوردگان بازی چرخه ی اقتصاد را از طریق کمک های پولی و یا اجتماعی ، دوباره به عرصه ی بازی برگردانیم».این حرف یعنی حمایت دقیق از تئوری های کینزی که پایین تر توضیح خواهم داد.

جمشید پژویان که خود کل دوران فوق لیسانس و دکترای خود را در آمریکا گذرانده است، اکنون از ستون های فکری اقتصاد دولت ضد سرمایه داری احمدی نژاد به حساب می آید

- دکتر حسینی(وزیر اقتصاد دولت):ایشان که گویا در دانشگاه شهید بهشتی اقتصاد کلان و همینطور توسعه تدریس می کند ، آنطور که دوستان مان در دانشکده علوم سیاسی و اقتصاد دانشگاه بهشتی نقل کردند، کاملا از تزهای سرمایه داری «جان مینارد کینز» حمایت می کند و بقیه او را یک کینزین می دانند !

جان مینارد کینز کیست؟

کینز که از اقتصاددانان بزرگ سرمایه داری جدید (نئو کلاسیک) محسوب می شد ، نقش عمده ای در اصلاح تئوری های اقتصاد بازار آزاد داشته است و تز او بر محور حقظ مطلوبیت و نگه داشتن سطح مبادلات از طریق کمک به مصرف بیشتر در اقشار پایین تر جامعه ، استوار است.به این معنا که از نظر او ، برای اینکه اجناس وارد کنندگان و تاجران و رانت خواران و تولید کننده های سرمایه سالار خریدار خود را در دوران رکود حفظ کنند ، باید با استفاده از سیاست های حمایتی مصرفی و پولی میزان مصرف را در طبقات پایین حفظ کنند تا مراحل شکست بازار طی شود.

جدا از این مسئله که بحران و عبور از مرحله ی معروف به شکست بازار معمولا در ایران از تئوری های مزخرف سرمایه داری تبعیت نمی کند ، باید دید که چرا فردی چون احمدی نژاد ژست ضد سرمایه داری می گیرد؟

به طور قطع مطمئن هستم که این بیچاره فرق سرمایه داری و سرمایه داری تعدیل شده و اقتصاد مبتنی بر فرهنگ ناب ایرانی – اسلامی ! را درک نمی کند و بطور کلی طبق معمول روی هوا چیزی را می پراند.البته در شان ما نیست که در نقد مهره ی دست چندم ولایت که چنین شخصی باشد مطلب بنویسیم.منتهی این متن دفاعیه ای بود در برابر کسانی که با چهره ی منتقد لیبرال سرمایه داری ، بدون آنکه بفهمند به منتقدین اصلی آن ضربه می زنند.

76 دیدگاه »

  1. 1

    سلام
    اول
    آره دادا، هی را به را مارو فیلتر می کنن! خیالی نیست، ما پایداریم.

    «آنهایی که به نقد سرمایه داری کردند» اول از همه بگم این جمله ایراد نگارشی داره، تا برم باقیش و بخونم.

  2. 3

    خدمت شما بگم که بنده از علم اقتصاد تنها تا آن حد آگاهم که بتوانم کمی بازار را بسنجم و بدانم اطرافم چه خبر است و چی به نفعم است و سعی کنم پیرو قانون سیب زمینی و پیاز همراه گله حرکت نکنم تا زیانی به آن شکل متوجهم نباشد و چه بسا سودی ببرم!
    و اما راجع به آنچه شما گفتید؛ خوب من این جناب کینز را نمی شناختم که حالا با توجه به آشنایی با وبلاگ شما افتخار آشنایی با ایشان و سبک نئوکلاسیکشان نصیبمان شد! شکر.
    بنده شخصن طرفدار نظام سرمایه داری به روش صحیح هستم و البته اقتصاد آزاد.
    یعنی تا آنجایی که بنده از اقتصاد امریکا باخبر هستم، کمابیش اقتصاد آن دیار را می پسندم، هرچند که حقوق اجتماعی در امریکا کمی دچار تزلزل و ناامنی است!
    اما به لحاظ زندگی فردی اقتصاد امریکا از اروپا، از نظر من نوعی قوی تر است و جا برای پیشرفت بیشتری دارد.
    و اما مقایسه این بابا با استالین شاید مقایسه ای دهان پرکن برای موافقان سرمایه داری باشد! اما به هر ترتیب نظام کمونیستی نشان داده که به شدت منجر به سرمایه داری می شود! چه در چین چه در شوروی کمونیست منتج به سرمایه داری، آن هم از نوع شدید شد!
    اما در ایران باید گفت این بابای دسته چندمی که گفتید بیشتر از پرورش سرمایه داری به دزدپروری و غارت متمایل است.

    • 4
      ali می‌گوید:

      سیستم حال حاضر ایران سرمایه داری هست ولی متحجرانه ترین نوعش!!!

    • 5
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      با سلام
      فارغ از عقیده ی اقتصادی شما که در این پست به آن پرداختم=
      http://leftdialog.wordpress.com/2010/01/29/american-economy/

      و آن را نقد کردم ، من هدفم از این متن افشای تناقض شعار علیه سرمایه داری و خر کردن طبقات پایین و روش سرمایه داری فعلی در دولت بود و بس

      • 6

        بنده پستی رو که نوشتید مطالعه کردم!
        خوب اجازه بدید نظر خودم رو اینطور بیان کنم که چرا بنده به نظام سرمایه داری و اقتصاد آزاد علاقمند هستم.
        من از جملات و کلمات ساده استفاده می کنم، اصولن شعار من ساده نویسی ست.
        اقتصاد آزاد از نظر من حتی به یک کفاش هم اجازه پیشرفت می دهد! شما تمام کارخانه های بزرگ حال حاضر جهان را که به سراغ پیشینه شان بروید می بینید هیچکدام هیچ اتصالی به سیستم دولتی و سرمایه کلان نداشته اند! اما در ایران به هیچ عنوان افراد بزرگ تربیت پیدا نمی کنند چرا که اصولن در ایران تمام اقشار جامعه «موفق ستیز» هستند! نمی دونم خوب منظورم و رسوندم یا نه! یعنی به عبارتی چه دولت ما، چه سردرمداران، چه حتی مردم عادی با افرادی که بخواهند بزرگ باشند عناد دارند! (فرهنگی که ارتباط مستقیم با اقتصاد دارد)
        اما سیستم دولتی ایران که گفتم به دزدپروری و غارت متمایل است با شناخت این چنینی وارد کار می شود، یعنی کاملن می دونند که نباید به طور واضح فردی بزرگ باشه! همونطور که می بینید سردرمداران به جای سازندگی در کشور به دنبال اثبات سرمایه در خارج از مرزهای ایران هستند!
        گرچه بحث اینجا سیاسی می شه، اما ادامه می دم.
        مثلن شما در امریکا هیچوقت نمی بینید که یک سرمایه دار پولش و برداره بره مثلن توی افغانستان زمین بخره!! برای اینکه به جهت داشتن اقتصاد آزاد امنیت داره و می دونه هرگز و هرگز اموالش مصادره نمی شه! بنده به سرمایه دارن بزرگ بی نهایت احترام می ذارم، حالا شما می خوای پیرو اون «موفق ستیزی» که گفتم اونها رو خونخوار یا چه می دونم زالو صفت بدون!! (شمای نوعی رو گفتم، منظورم شخص شما نیست)
        و این سرمایه چیزی جز این نیست که افراد سطح پایین تر جامعه رو هم شامل بشه!
        سرمایه دار که پولش و توی تشک و متکاش قایم نمی کنه! اصولن شخصی که سرمایه دار می شه می دونه که باید سرمایه در چرخش باشه!
        شاید شما همون مثال کیک رو واسه من بیارید؛ ولی اگه با دید بهتری به همون مثال نگاه کنید می بینید که اتفاقن چیز بدی هم نیست!
        بهتر از اینه که سرمایه یک ملت به یغما بره و از کشور خارج بشه!
        حتی همون چین که به شدت اختلاف طبقاتی در اون بیداد می کنه و مردم یا فقیر هستند یا به شدت ثروتمند! خوب همون مردم فقیر تا همین چند سال پیش همین چیزی که الان داشتند رو هم سر سفره هاشون نداشتند (بنده نیز گویا تحت تاثیر جناب رئیس جمهور «منتخب» از اصطلاح سفره استفاده کردم!!). ولی الان چین تبدیل شده به کارخانه ی دنیا!
        چین الان دارای اقتصادی بس قدرتمنده که امریکا به شدت نگرانه که در چند سال آینده از او سبقت بگیره!
        بنده در کل نظام اقتصادی ایران رو بیشتر از اینکه متمایل به سرمایه داری حتی از نوع متحجر ( به گفته ی دوستمون علی) بدونم اون رو یه اقتصاد فوق العاده بیمار می دونم، مملو از دزدی و کلاشی.

        • 7
          ali می‌گوید:

          ببینید دوست من در سیستم سرمایه داری فرد سرمایه دار فقط به فکر پولش هست و به هیچ چیز دیگه ای فکر نمیکنه و بخاطر همین حاضره برای رسیدن به سود بیشتر هر چیزی رو زیر پا بگذاره و بخاطر همین بود که دوران استعمار شکل گرفت و سرمایه داران بزرگ با حمایت دولت به بدترین شکل ممکن کشورهای تحت سلطه رو چپاول کردن و حتی این کار رو تا حدی سر مردم خودشون اوردن و در این راه به هیچ چیزی خودشون رو محدود نکردن نمونش هم قراردادهایی بود که در زمان ناصر الدین شاه منعقد شد که بریتانیا طرف قرارداد نبود ولی حامی سرمایه دارها بود.
          اون سیستم به این دلیل تعدیل شد که دموکراسی شکل گرفت و سرمایه دارها نیاز به رای اکثریت رو پیدا کردن که همون طبقه کاگر میشد پس به مرور زمان مجموعه قوانینی شکل گرفت که حقوق کارگر به حساب میومد و سرمایه دارها مجبور به رعایت کردن اون بودند.
          اینکه من میگم در ایران متحجرانه ترین نوع سرمایه داری وجود داره منظورم سرمایه داریی هست که در دوران استعمار وجود داشت و در حال حاضر داره در ایران پیاده میشه و کارگران هیچگونه حقوقی ندارن چونکه حکومت نیازی به رای اونها نداره.
          تفکر چپ هم ذاتا تفکر گدا نوازی نیست و اینکه میبینید چپی ها در تبلیغاتشون عکس های کارگران بدبخت و بیچاره رو میاورند بخاطر این هست که نشون بدن سرمایه داری متحجرانه این بلا رو سر این ها اورده و موفق ستیزی و گدا نوازی مربوط به تفکر ایرانی-اسلامی میشه نه تفکر چپ!

    • 8
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      به یهدا

      با درود
      خب خوشحالم که هر چند وقت یکبار دوستان طرفدار ساختار بازار آزاد سرمایه اینجا سر می زنند. دفعات قبل هم خوشبختانه چند نفر از دوستان آمدند که عده ای قبول کردند و عده ای هم متاسفانه تبادل نظر را به وقت دیگری موکول کردند و گفتند در پست های اختصاصی دیگر در مورد نقد بازار سر می زنیم و ادامه می دهیم

      اولا ما اینجا در مورد ایران صحبت نمی کنیم.ایران ساختار رانتی ای دارد که طبقات خاصی را شامل خود می کند و البته رگه هایی از سرمایه داری هم دارد که این رگه ها در حال رشد است… نمونه هایی که ذکر کردم در باب رشد این رگه ها بود

      ثانیا نقد به سرمایه داری در برابر اقتصاد ایران قرار نمی گیرد.ایران ساختار دولتی و سفت و سخت استالینی ندارد. پس ایران ساختار دولتی ندارد. رانت ها هستند که عامل تصاحب ابزار تولید را به افراد خاص می دهند و بخش خصوصی هم با رانت و نفت می تواند زندگی خود را ادامه دهد.حتی در ابعاد بزرگ…

      در ضمن این نکته را هم باید ذکر کنم که مثال از چین و ایران می آورید و نگاه به کشورهای دیگر نمی کنید.خب الان اگر رشد اقتصادی 8 درصدی غیر قابل باور برزیل و شاخص های بزرگ رفاه اجتماعی در سوئد و نروژ را ببینید، متوجه می شوید که دخالت در مسئله ی رقابت بر سر کیک چندان هم بد نیست….

      شما مگر نمی گویید رقابت.خوب ما هم می گوییم رقابت.در صورتی که در سرمایه داری دیگر کسی که تازه می خواهد شروع کند هرگز به مایکروسافت نمی رسد و همین باعث شکست بازار می شود.چیزی که تمام اقتصاد دانان سرمایه داری قبول دارند و امیدوارم شما هم مراجعه کنید و کتب مربوط به طبیعت wipe of market رو در کتاب های خودشون ببینید که براشون مسئله ی ثابتی هست

      اتفاقا کشورهایی که نظام مالیات شون بر مبنای منفعت اجتماعی و نه منفعت فردی هست و ثروت رو بر مبنای مالکیت پر و بال نمی دهند و نظام بانکی شون پول زا نیست ، خیلی بهتر تونستند رشد کنند

      در ضمن چین هم الان اقتصادی سرمایه داری داره و قواعد بازار رو قبول داره و فقط در روند تولید دخالت می کنه.(خواستید در مورد مسئله ی جرثومه ی اقتصادی چین که ازش متنفرم هم مقالاتی بفرستم که خوندنشون بد نباشه).اون هایی که واقعا می دونن چین چطوری از آمریکا پیشی گرفت (چه ضد سرمایه داری و چه موافق سرمایه داری) ، به خون این کشور و سیاست های اون در زمینه ی اقتصاد تشنه هستند و می خواهند سر به تن این جرثومه نباشد!

      ما تو اقتصادی که می خونیم یاد گرفتیم که GDP همه چیز هست.در صورتی که کشورهایی با شاخص تولید ناخالص پایین تر خوشبختی و آرامش بیشتری رو حس می کنند.این هم بر میگرده به مسئله ی کیک

      اون واکسی باید خیلی کارهای بد و خوب در جامعه ی سرمایه داری بکنه که به یک کارخانه دار تبدیل بشه.این رقابت رو تبدیل به یک جنگ می کنه.جنگی که می تونه نا برابر باشه و نیاز به بحران زایی بکنه…خلاصه باید نقد های پست مدرن به سرمایه داری رو بیشتر مطالعه کنید و از لاک نگاه کمونیستی به سرمایه داری بیرون بیایید و سعی هم بکنید که نقدهای نظری رو با مصادیق نسنجید.اون هم با مصادیقی مثل ایران و چین که از آسیب های جهان مدرن و بنیاد کهنه قدرت مدار جهان سرمایه داری فعلی محسوب می شوند

      در ضمن کلاشی و کورپوشنالیسم و رابطه و رانت در اقتصاد انگلیس وآمریکا هم وجود داره و از مسائل طبیعی اقتصاد کاپیتالیستی هست و من اینجا موارد زیادی رو قابل ذکر می بینم…

      • 9

        من نمی دونم چرا شما نظریه من رو من باب جهت گیری به سمت اقتصاد کمونیستی ارزیابی کردید؟!
        شاید هستم و خودم خبر ندارم! بنده مثال از چین اوردم چون ما بده بستون زیادی با کشور چین داریم. ولی مثالی که از برزیل اوردید رو به شدت قبول دارم. برزیل در سکوت و آرامش به شکلی بسیار جالب داره پیش می ره! و بنده شخصن فکر می کنم در سالهای آتی خیلی از برزیل خواهیم شنید.
        خوب من همون اول هم گفتم از «علم» اقتصاد سررشته ای ندارم، رشته ی من معماریه و کلن هیچ ارتباطی به اقتصاد نداره! اما همگی می دونیم که علم اقتصاد مسئله ی حیاتیی در زندگی روزمرست!
        باز هم می گم اقتصاد آزاد و سالم رو بینهایت قبول دارم. و اگر شما می گید حتی در امریکا هم رانت مشاهده می شه، خوب این مسئله ی جدیدی نیست.
        همیشه چنین مسائلی همه جا مشاهده می شه.
        راجع به اون جرثومه ای هم که گفتید، بدم نمیاد مقالاتش رو بخونم، ایمیل من توی قسمت نمایه وبلاگم موجوده. فقط در صورت ارسال حتمن به من خبر بدید که چک کنم.
        متشکرم

        • 10
          دیالوگ سرخ می‌گوید:

          ببینید…درسته چه چین با ایران رابطه ی زیادی داره…ولی اقتصادش به هیچ وجه شبیه ایران نیست.کما اینکه در زمان شاه ما رابطه ی زیادی با آمریکا داشتیم،ولی بخش صنعت و توسعه مون اصلا شبیه آمریکا نبود و اون آزادی رو نداشت…

          در مورد اینکه باز هم در مورد اقتصاد آزاد گفتید،باید بگم که هیچ نوع اقتصادی آزاد نیست و همه یک حوزه محدودیتی برای برخی مسائل دارند. مسئله ی ما سر اون محدودیت های بانکی و قوانین و منفعت اجتماعی و مالیات و … هست

  3. 11
    ali می‌گوید:

    آیا در حال حاضر کشورهایی در دنیا هستن که سیستم اقتصادیشون سوسیالیستی باشه؟

    • 12
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      در حال حاضر هیچ اقتصادی در جهان سوسیالیستی (به معنایی که مارکس می گفته) نیست…

      ولی کشورهای حوزه اسکاندیناوی مثل نروژ و سوئد ، سوسیال دموکرات ضعیف هستند…چون صنعتی نیستند و استعداد صنعتی شدن ندارند

      2 کشور استالینی هم داریم که سرمایه داری دولتی هستند که کوبا و کره ی شمالی هست

      همین

  4. 13
    شورشگران می‌گوید:

    این مطلب بجز از اشتباه های انشایی .. مطلب ضعیفی است در تحلیل تفكرو روش اسلامی فقط معتقد و متكی به بازار رانت خواری و دلالی ..
    احمدی نژاد درست است كه در مواردی .. خل و چل بازی می كند .. اما در اصل نماینده جناح میلیتاری و سپاهی های میلیونر و در رده های پایین مفت خورهای نفتی بسیج می باشد .. و از سرمایه ها و خرده سرمایه های حاجی بازاری صرف دفاع و حمایت می كند ..
    اسلام از بنیان دین معامله گری و تجاری و بازاری ست .. هیچ مسلمانی هم نمی تواند مخالف مالكیت خصوصی و سود سرمایه بازار باشد .. در فرهنگ اخوندی هم به دزدی بازاری ها می گویند « كسب « حلال ..
    پس این بنیان فكری مسلمانی احمدی نژاد است كه نمی گذارد به تركیب غارت سرمایه دست نزند .. بجایش جناح جناح می كند .. و بیشتر سود و منافع بازار را به كیسه سپاه و فرماندهان سپاه و اقازاده های اخوند ها .. می چرخاند ..

    • 14
      ali می‌گوید:

      بابا جون احمدی نژاد رو ولش کنین. من حتی اگه طرفدار سرمایه داری باشم ولی این رو قبول دارم که مارکس پاشنه آشیل سرمایه داری رو که مالکیت خصوصی ابزار تولید هست کشف کرد و با توجه به اینکه احمدی نژاد ادعای مخالفت با سرمایه داری میکنه و میگه سرمایه داری رو به سرنگونی هست پس چرا مالکیت خصوصی ابزار تولید رو ممنوع نمیکنه؟
      اگه روزی زور احمدی نژاد به روحانیت سنتی به پشتیبانی رهبر و بازار سنتی به پشتیبانی اکبر و سپاه پاسداران به پشتیبانی سرنیزه رسید اونوقت بیاد حرف از فروپاشی سرمایه داری بزنه!

      • 15
        دیالوگ سرخ می‌گوید:

        بحث علی جان احمدی نژاد نیست
        آخرشم گفتم در مطلبم
        مسئله دفاع از خودمونه
        من و امثال من که سرمایه داری رو قبول نداریم

        • 16
          دیالوگ سرخ می‌گوید:

          جناب شورش گران
          اولا ایرادهای املایی تصحیح شد
          در ضمن این مطلب خبری بود و نه تحلیلی

  5. 17
    زشت می‌گوید:

    ممطمعنم که اونایی رو مکه تو وبلاگ من نوشتی شوخییه!اول که خوندم یه لحظه باورم شد.
    کی می تونه بگه اقتصاد اسلامی چیزی غیر کاپیتالیسم نیست؟و حتیی سیاست اسلامی هم که کاملا معطوف به هدف عمل می کنه!حتی تو صدر اسلام.
    در ضمن اگه اشتباه نکنم یا بهشتی می خونی یا مدرس ؟درسته؟اگه بهشتیی هستی که اصلا فکر نمیی کردم چنین جلسه هایی پرسش وپاسخی درش برگزار بشه

  6. 19

    mamnoon ke sar zadid

  7. 20
    تراش باشی می‌گوید:

    دوستی هم رزم و هم ایده‌ یافته‌ا‌م، خوشحال شدم از ایده‌ات..
    در کلبه‌ی خویش مهمونت کردم، خواستی می تونی تلافی کنی..

  8. 21
    آیسودا می‌گوید:

    دقیقا متوجه نشدم. نظریه کینز اشکالش چیه؟

    • 22
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      باب طولانی ای داره که همین باب باعث دعوای اساسی من با یکی از بچه های نو لیبرال تحکیم وحدت علامه شد

      البته نظر من این هست که این ریزش ثروت درون طبقه ی پایین تنها مصرف رو بالا می بره و این مصرف کوتاه مدت هست
      ضمن فشار به دستگاه تامین اجتماعی جامعه بخاطر این ساختار،ما مسئله ای رو در اقتصاد های کارگری به صورت علمی مطرح می کنیم که ارزش مصرفی و ارزش سرمایه ای نام داره

      ارزش سرمایه ای سیر صعودی به اقتصاد میده… در صورتی که ارزش مصرفی فزون رشدی (همون رشد اقتصادی ای که اقتصاد دان های سرمایه داری می گن) رو در پی نداره…
      نتیجه اش این میشه که چنین اقتصادی هرگز با رشد صنعت مواجه نمیشه و تنها خوبی اش این هست که نابرابری ها را نگه می دارد.

      تو همین اقتصاد سرمایه داری که پارادایم علمی حاکم محسوب میشه یک منحنی ای داریم به نام منحنی فیلیپس
      منحنی فیلیپس ثابت می کنه که رشد نقدینگی و تورم تو جامعه با رشد بیکاری رابطه ی عکس داره.یعنی هر قدر پول در دست مردم توسط پولهای فیات (چاپ بانک مرکزی) بیشتر باشه،احتمال رشد بیکاری پایین تر هست و معمولا اشتغال بالا میره

      ولی منتقدین کلاسیک کینز (که خودشون طرفدار سرمایه داری هستند!)
      اثبات می کنند که منحنی فیلیپس بخاطر مصرفی کردن ثروت و دخالت مستقیم دولت در روند نرخ مطلوبیت (میزان آهنگ تغییرات طلب یک سری کالا {همون دیفرانسیل ضمنی تابع مطلوبیت} تقسیم بر مقدار کالای به دست آمده ) ، باعث میشه این منحنی درست کار نکنه.چون input های معادله ی منحنی فیلیپس درست نیست.این حرف اونها کاملا درست هست

      بخاطر همین در سال 1970 بود که میلتون فریدمن و پل ساموئلسن آمریکایی خودشون رو نوکینزین معرفی می کردند چون با سیاست های پولی و ایجاد مکتب پولی ، بخش زیادی از نظریات کینز رو تعدیل کردند و سوتی هاش رو جمع و جور و اصلاح کردند.

      ولی آقایون دولت ما هنوز تو دهه 50 و 60 میلادی گیر کردند !

  9. 23
    غیرخودی ها می‌گوید:

    سلام دوست خوبم .
    خوین ؟
    بعد از مدتها اومدم دوباره به عرصه ی مبارزات مدنی از طریق وبلاگ نویسی .
    چند روز قبل از طریق وب دیگه ی خودم اومدم اما بخش نظرات شما باز نشد .
    امروز خوشبختانه باز شد .
    بحث جالبی رو مطرح کردین . استالین علیرغم مبارزات ظاهری با سرمایه داری ؛ نظام مبتنی برسرمایه داری منتها بدون هیچ گونه رقابت آغاز کرده بود . دقیقآ مثل نظام فعلی ما که علیرغم مبارزه علیه سرمایه داری ؛ خودش درگیرسرمایه داری پیچیده ای شده که منتهی شده به اقتصاد بیمار جامعه ی ما .
    به امید پیروزی حق بر باطل .

  10. 24
    آزاده مرد می‌گوید:

    درود بر تو
    من مهندس هستم و از اقتصاد خیلی سر در نمیارم. ولی این مطلبتون رو طوری نوشته بودید که برای من قابل فهم بود.
    خیلی خوب تحلیل کرده بودین و باید بگم باهات موافقم.

  11. 25
    سیاهی می‌گوید:

    درود
    بنده اساسا با توجه به رشته ای که در آن تحصیل می کنم وقت بسیار اندکی برای مطالعات علوم انسانی دارم و بیشتر اون هم صرف مطالعات تاریخ باستان ایران و گاها فلسفه نیچه میشه.واصولا در زمینه اقتصاد صاحب نظر نیستم.
    ولی فکر می کنم عدالت اجتماعی که احمدی وعده میده به یک نوع تسلط بر زندگی مردم منجر میشه چرا که اجرای عدالت به این شکل موجب بی عدالتی در برابر گروهی دیگه میشه و با این حرکت ها محدوده عملکردی دولت رو وسیع تر میکنه .شاید بشه از این طرز فکر تو اقتصاد هم استفاده کرد. به هر حال شما صاحب نظر ترید.

  12. 26
    ناشناس می‌گوید:

    کی از دوستای منم اقتصاد علامه می خونه به نام حسین رجب پورالبته ارشد/ورودیه 87
    بهش نگی گفتم.وبلاگم محرمانه است.
    در ضمن متاسفم که هنوز یه عده هستن که شریعتی اغوا شون کنه!

  13. 27
    زشت می‌گوید:

    یکی از دوستای منم اقتصاد علامه می خونه به نام حسین رجب پور البته ارشد/ورودیه 87
    بهش نگی گفتم.وبلاگم محرمانه است.
    در ضمن متاسفم که هنوز یه عده هستن که شریعتی اغوا شون کنه!

  14. 28

    مرا در آغوش بگیر!

  15. 29
    نسوان می‌گوید:

    زیبا ترین جمله ای که می توانم همه ی دوستان را به آن ارجاع دهم این استکه : اقتصاد مال خر است!
    امام خمینی.

    • 30
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      نمی دونم برای چی به خامنه ای رهبر می گن خ.ر
      در صورتی که خامنه ای اونقدر هم خر نیست

      خر واقعی هم تو عمل و هم نظر و هم واقعیت شخص خمینی لنین بود

  16. 31
    سعید(داس سبز) می‌گوید:

    آمدم تا بدانند، آن سبزه ظریف و شکننده آنقدراز دست جلادان داس خورد و تنه اش زخم داشت که خود اکنون داسی شده سبز برای کندن ریشه استبداد و دیکتاتوری .
    من نیز پس از چهار بار فیلتر شدن وبلاگم (سبزه و داس) و با توجه به بلوغ و خودباوری جنبش سبز ،بر آن شدم که نام وبلاگ را به داس سبز تغییر دهم.
    به امید روزی که استبداد و خودکامگی ، تبعیض و فساد به کلی از این دیار رخت بربندد.

  17. 32
    بهرام می‌گوید:

    سلام.
    خیلی عالی نوشته بودی، دقیقا افرادی که هیچی از سوسیالیسم و حتی اقتصاد سرمایه داری و اقتصاد بازار آزاد نمیدونن دست به نقدش و حتی فراتر از اون دست به عمل میزنن که نتیجش فقط حک شدن تصویر معکوس اقتصادهای کالکتیویسم گرا میشه،
    ولی چنتا نکته در رابطه با گفت و گوت با دوستان:

    1.از لحاظ روانشناختی و اعتقاد روانشناسهای بزرگی مثل فروید به دلیل ویژگیها شخصیتی متفاوت انسانها امکان ایجاد جامعه کومونیستی به معنا برابری کامل کلمه که در حالتی از پویایی طبیعی باشه غیر ممکنه، به عبارت دیگه در جامعه ای بر مبنا اقتصاد بازار آزاد پویایی طبیعی وجود داره اما ایجاد عدالت اجتماعی توسط دخالت دولت و به شیوه غیره طبیعی صورت میگیره.

    2.برزیل هر چند روند رو به رشدی رو در پیش گرفته اما به دلیل واقع شدن در حوزه امنیتی و به عبارتی حیات خلوت آمریکا، جهت گیریهای سیاست خارجیش نقش خیلی موثری در ادامه روند رشدش، با مانع یا بدون مانع داره چونکه طبق تفکرات استراتژیک آلفرد ماهان این حوزه برای ورود آمریکا به بازی قدرت در فراسو اقیانوسها اطلس و آرام یک منطقه بی خطر و کم هزینه فرض شده که میتونه با تغییر معادلات هزینه های سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی فزونی یافته ای رو به همراه داشته باشه.

    3.به نظرم چیزی به اسم عدم مالکیت خصوصی وجود خارجی نداره، حتی سیستم کمون گرا هم توانایی نابودیش رو نداره و فقط قادره مالکیت خصوصی برابر رو ایجاد کنه.

    4.یک سیستم اقتصادی ایده آل، یک سیستم اقتصاد بازار آزاده که توسط دولت به نفع طبقات ضعیف اداره میشه و اساس فلسفه حکومت مدرن و به خصوص حکومتهای ملی همینه.

    5.منحی فیلیپس در کوتاه مدت به همون صورتی که گفتی عمل میکنه اما در دراز مدت کاملا معکوس میشه، از این جملت خیلی خوشم اومد:
    ((در اقتصاد چیزی به اسم عدالت وجود نداره))
    همین هم مستلزم یجاد دولتی پاکسازی شده است.

    موفق باشی.

    • 33
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      در مورد مسئله ی چهارمی که گفتی باید توجه داشته باشی که اتفاقا در ساختارهای تعریف پست مدرن از بازار،مسئله ی دست نامرئی آدام اسمیت کاملا رد میشه…پس بازار آزادی که گفتی نباید وجود داشته باشه… بازار خودش یک نهاد هست که توسط نهادهای شورایی و مدنی و اجتماعی متخصص با آریستوکراسی شورایی رویش یک نظارت سخت باشه
      (داگلاس نورث و بقیه ی نو انستیتوآلیست ها رو بخون)

      ضمن اینکه درآمدهای فزون یافته در اقتصاد سوسیال دموکرات هم توسط مالیات های هوشمند کنترل میشه

      نیوزلند با سیستم مالیات هوشمند تونست تو خدمات اجتماعی و رفاهی و خدمات درمانی و آموزشی رایگان ، به موفقیت زیادی برسه

  18. 34
    تراش باشی می‌گوید:

    درود..
    منتظر قالبت هستم،
    به این میگن یه‌ دوست در حد المپیک..
    این هم ایمیلم:tarashbashi@gmail.com

  19. 35
    سیما می‌گوید:

    سلام من مدتی است که با وبلاگ شما اشنا شدم و مطالب اون رو خوندم من هم اقتصاد می خونم در دانشگاه تهران در مورد مطلبی که نوشتید معقدم که احمدی نژاد اصولا اهمیتی به نظرات مشاوران یا حتی وزیارن خود نمی دهد و خودش اقتصاد کمونیستی رو قبول داره که حالا حالاها کار داره که اونو به طور کامل در کشور پیاده کنه در حال حاظر هم اقتصاد ما سرمایه داری هست که سرمایه داران اون دولتیها هستند یعنی اقتصاد خصولتی!در ضمن الانه در کشورهایی مثل امریکا که سرمایه داری هستند به خاطر سیستم بانک مرکزی مستقل و قوی که دارند تقریبا موفق عمل کردند و از کارایی بالایی برخوردارند.
    اقتصاد سرمایه گذاری در کشور هایی مثل کره جنوبی پیشرفت ایجاد کرد و با توجه به سیستمی که الان در حال اجرا در کشورهای پیشرفته است محال است شکست بخورد.

    • 36
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      1.حتما ورودی جدید هستید یا مسائل رو دقیق دنبال نمی کنید
      2.آمریکا طی جریانات اخیرش نشون داد که بدون دخالت دولت تو بخش بانکی اش نمی تونه ساختارهای مالی خودش رو با استقلال نگه داره…اصولا اقتصاد سیاسی از بخش های لاینفک اقتصاد فریدمنی فعلی آمریکا هست…بعضی ها میگن اگر اوباما دخالت نمی کرد اوضاع بهتر میشد که این مزخرفه و کارهای اوباما تقریبا نظام اجتماعی آمریکا رو نگه داشت…گور پدر اقتصاد حالا

      3.بله کره جنوبی و امارات با سرمایه و ارزش اضافی غول شدند ولی بایبل و حباب شون با یک بحران اقتصادی طبیعی ترکید و رشد اقتصادی در کشورهای حاشیه نشین سرمایه داری هنوز هم دیده میشه ضمن اینکه استقلال سیاسی شون رو از دست دادند و دوبی مرکز امنیتی و اطلاعاتی آمریکا شد،در همون زمان اوج شون هم شاخص ضریب جینی (فاصله فقیر و غنی) شون از گذشته بیشتر شد

      مسئله دقیقا به این برمی گرده که فقط برج های سئول و دوبی و ابوظبی رو نبینیم!

      4.احمدی نژاد ابدا به اقتصاد کمونیستی اعتقاد نداره…البته باید شما که اقتصاد می خونی تعریف درستی از اقتصاد کمونیستی بلد باشی و مفهوم له کردن بازار و برنامه ریزی برای مصرف رو دقیق بدونی…چیزی که نه در کمونیسم واقعی مارکس وجود داشت و نه نظام استالینی شوروی،در ایران اتفاق افتاد و اون یک بازار آزاد از دلال ها و بازاری ها و سپاهی ها بود و این آزادی هر روز بیشتر هم میشه و چیدمان مشاوران احمدی نژاد بستگی به میزان تملقی هست که بهش میگن و نه اینکه سیاست های مورد نظرش رو اجرا کنند

      5.تو فروپاشی شوروی کتاب فزون قدرت مانکور اولسن که از بزرگان اقتصاددان های نئو کلاسیک سرمایه داری لیبرال هست رو توصیه می کنم.اصول کمونیزم فردریش انگلس.برنامه پنجم توسعه که شما میگی برون داد کمونیستی دولت احمدی نژاد هست هم توصیه می کنم

      اگر یه کم مثل من از قید معدل یه کم بیرون بیاید و مطالعه آزاد بیشتر تو حوزه اقتصادی داشته باشید اینگونه شتاب زده احمدی نژاد رو به کمونیسم وصل نمی کنید

  20. 37
    هیوا می‌گوید:

    یکی از اقتصاددانانی که چند سال پیش با آقای احمدی نژاد دیدار داشتند در باب چگونگی جلسه، این طور بیان داشتند که جلسه ایی بسیار پر بار بوده است فقط اگر آقای احمدی نژاد به این باور برسند که اقتصاد یک علم است!
    اما در ذکر این نکته که عموما! اندیشه را با اشخاص پیرو آن می شناسند، هر چند اشتباه، نباید برخوردی سطحی کرد، چرا که این افرادند در یک جامعه به یک اندیشه قابلیت اظهار وجود می دهند.

    • 38
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      درسته که اقتصاد یک علم است…ولی جزو علومی هست که مکاتب مختلفی درونش ایجاد شده و بنیان اصلی اش بر فلسفه و ریاضی است

  21. 39
    تراش باشی می‌گوید:

    با اون روش شما برام جور نشد، در هر صورت بیا ببین مشکلی داره‌ یا نه، قوربانت..

    • 40
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      بابا ریختن قالب که کاری نداره…ولی به هر حال باز بهتر شده…موفق باشی

  22. 41
    حسین آنتی اسلام می‌گوید:

    سلام..اینو به دوستات هم برسون
    تقلید صدای خامنه ایه..اثر خودم

    http://www.4shared.com/file/231374467/a60a27d1/taghlid-khameneyi.html

  23. 42
    امین می‌گوید:

    سلام
    این پست شما باعث شد یکم به اطلاعات اقتصادی ما هم اضافه بشه
    مشکل اقتصادی دولت احمدی نژاد این است که از هیچ تئوری و اصولی تبعیت نمی کند که قابل نقد باشد ، نه کمونیستی ، نه سرمایه داری ، سوسیالیستی و … بلکه هر روشی که در زمان برای منحرف کردن مردن جواب بدهد به کار گرفته می شود و به همین دلیل هیچ نگاه رو به آینده ای وجود ندارد .
    به عقیده من مخالفت با دنیای مدرن از سمت سردمداران حکومت هم می تواند دلیل این امر باشد چون اقتصاد یکی از شاخصه های مهم دنیای مدرن است و با تزلزل آن می توان از پیشرفت مدرنیسم در ایران جلوگیری کرد .
    البته در این زمینه شما صاحب نظر هستید و بنده جسارت کرده ام

  24. 43
    آرش می‌گوید:

    سلام و درود بر شما.به وب من سری بزنید و ما را از نظرات ارزشمند خویش محظوظ فرمایید.

  25. 44
    شورشگران می‌گوید:

    رفیق برای اولین بار تبلیغ می كنم .. با « تقدس و نقد « به روزم ..

  26. 45
    شورشگران می‌گوید:

    گفتی رفیق ما هم امدیم .. برای اولین بار تبلیغ می كنیم .. با « تقدس و نقد « به روزم ..

  27. 46
    هیوا می‌گوید:

    با اجازه لینکتون کردم.

  28. 47
    سیما می‌گوید:

    سلام
    البته باید اعتراف کنم که من مطالعه ازاد ندارم ولی با توجه به بحث هایی که با دوستانم می کنم تقریبا به روزم!
    من نگفتم که سیستم سرمایه داری امریکا کاملا مستقل هست بلکه گفتم سرمایه داری نیاز زیادی به بانک مرکزی مستقل دارد والبته همه می دونند که اصلا سرمایه داری کامل در هیچ کجا وجود ندارد و قطعا در زمان بحران ها نیاز به دخالت دولت هست البته بیشتر بحران ها به خاطر دخالت بی جای دولت ها به وجود می اید.
    البته در نظر داشته باشید که در بحران دهه نود کشور های در حال توسعه که به شدت رو به سرمایه گذاری خارجی اورده بودند تنها کره جنوبی درگیر نشد.
    در ضمن من گفتم احمدی نژاد به اقتصادی کمونیستی اعتقاد داره ولی توان اجرای کامل اون رو نداره این رو از روند سیاست هاش مثل سهام عدالت و پرداخت نقدی یارانه ها دست مردم و بزرگتر کردن حجم دولت میشه فهمید احمدی نژاد یا گروه حاکم می خوان به مرور وضع اقتصادی همه مردم رو شبیه هم و در یک سطح کنند و طبقه متدسط رو هم به پایین بکشند و همه در یک حالت حد اقلی زندگی بر خوردار باشند و کم کم مالکیت بخش نظامی کشور بیشتر خواهد شد همین الان هم سپاه خیلی از بخش ها رو گرفته و بیشتر سرمایه های کشور رو خرج سلاح و بخش نظامی می کنند ببخشید ولی همه ی این نشونه ها ادم رو یاد سیستم شوروی سابق می اندازه.
    از نظر من احمدی نژاد و دار و دسته اش اصلا اهمیتی به موضوع مذهب و اسلام نمی دن و همه ی این ها یه بازی است برای گول زدن مردم یه جورایی اسلام کمونیستی است.
    البته من به این اعتقاد دارم که در سیستم کمونیستی هم همیشه یکسری دلال و دزد وجود داره که از این وضعیت سوئ استفاده می کنند حالا ممکن رهبران یه حاکمیت باشه مثل ایران اونم با درامدهای کلان نفتی کشور ما.
    اگر وقت دارید دوست دارم که سیستم اقتصادی که شما بهش معتقدین رو برام مختصر توضیح بدین و لطفا طوری برخورد نکنین که من کاملا بی سوادم!

    • 48
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      ببینید…شما اطلاعاتی که بهتون گفته شده است رو بدون رفتن دنبال آلترناتیو هاش دنبال می کنید.شما بی سواد نیستید.شما اتفاقا حرفهایی رو میزنید که اگر به دوستان کارشناسی ارشد هم بگویند،همین مسائل را بیان می کنند.شما سواد اقتصاد متعارف تان چون در دانشگاه تهران هستید،قطعا بیشتر از من نوعی هست که در علامه اقتصاد می خوانم.مسئله ی ما چیز دیگری هست

      قرار نیست همه ی انسان ها همه چیز را بخوانند.این ساختار آموزشی است که باید کمی همت کند و خلاقیت به خرج دهد.الان دکتر حسن سبحانی که استاد دانشگاه شما نیز هست،ابدا جرات ندارد که اقتصاد فریدمنی فعلی که پارادایم شده است را به چالش بکشد.هرچند من مطلع هستم که ابدا به اساس سرمایه داری اعتقاد ندارد و یا دکتر شریف آزاده که هیئت علمی ماست و گویا در دانشگاه شما هم مدعو بوده … فضا طوری چیده شده که برخی این علم متعارف اقتصاد را جهان شمول می دانند و تقصیر شما نیست
      من هم شانس آوردم که با چند نفر (نه یک نفر) اتفاقی آشنا شدم و مطالعه را مستقل از درس ام شروع کردم.وگرنه قطعا وضع خود من شاید از همه بدتر بود و از اون دانشجویانی قبلا بودم که نه به اقتصاد تعلق خاطر داشتم و نه دغدغه مردم رو داشتم
      دنبال هرزگی بودم.در حالی که اخلاق دینی رو قبول داشتم

      متاسفانه شیوه ی آموزش اقتصاد هم در ایران کاملا زیربنای ریاضی داره و پیش فرض های اقتصاد نئوکلاسیک متعارف باید قبل اش پذیرفته بشه و حتی کسی سراغ نهادگراها و سوسیال دموکرات ها و کینزی های رادیکال هم نمی ره حالا وای به حال سندیکالیست ها و … با وجود اینکه این افراد حتی در دانشگاههای همین ایران خودمون کم و بیش حضور دارند و کرسی هیئت علمی رو هم بعضی هاشون دارا هستند.از همون ابتدا تو خرد و کلان مشتی فرمول محاسبه به افراد میدن و میگن اینها جهان شمول هست

      حالا اینکه اصلا چرا تو مسائل خرد اقتصاد بعد از دیوید ریکاردو که شاگرد آدام اسمیت بود ، تازه ریاضی وارد شد و چگونه وارد شد و اینکه خود GDP مسئله ی مخدوشی هست،وای به حال محاسباتی که در مورد محاسبه اش بکار می ره ، بماند

      گذشته از این و گذشته از این اتهام شما به احمدی نژاد در مورد اعتقادش به ساختار کمونیسم ، به شما شدیدا پیشنهاد می کنم که قبل از هر پیش داوری کتاب فزون قدرت کمونیستی مانکور اولسن رو بخونید که خودش لیبرال و نئوکلاسیک هست

      اونجا قشنگ توضیح داده که اصلا ساختار شوروی چه بود،چگونه فروپاشید؟چرا فروپاشید؟ ضمن اینکه خودش کمونیسم واقعی رو مقایسه کرده با ساختار استالینی؟

      محض اطلاع تون هم عرض می کنم
      سلسله تعدیلاتی که در زمان برژنف و دور دوم در زمان گورباچوف در حوزه اقتصاد رخ داد، به هیچ وجه حتی با کمونیسم دروغین استالینی هم نسبتی نداشت و بیشتر به کاپیتالیسم بوروکراتیزه شبیه بود(در مورد ساختار بوروکراتیک برنامه ریزی تولید در شوروی فصل ششم همین کتاب دکتر اولسن رو بخونید)
      انباشت شدید ثروت در بخش هایی از کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی و مسائل متعدد دیگر که خیلی جای صحبت داره و مجلدات زیادی در باب اش نوشته شده

      اینکه احمدی نژاد داره یک سری تعدیلاتی در ساختارهای حقوقی مردم و همینطور نقدینگی انجام میده و این شبیه رفتار گورباچوف هست،دلیل بر کمونیستی بودن افکار احمدی نژاد نیست.اینکه احمدی نژاد با حقوق ها کار می کنه و سعی می کنه برای کنترل نقدینگی مورد نظرش بجای بانک از دستگاههای دولتی استفاده بکنه هم قبلا در ایران سابقه داشته و علاوه بر اون در اصول کمونیزمی که من از مارکس و انگلس خوندم وجود نداره…چون مارکس و انگلس و لنین و حتی استالین با سیستم دستمزد دهی مخالف اند
      بیشترین آزاد سازی صنایع به نفع طبقه ی امت حزب الله! و سپاهیان و روحانیان و بازاریان دلال (که بیشتر آدم را یاد یک نظام نوفئودالی می اندازد که بر اساس رانت،رسته های اجتماعی سه گانه ی شوالیه مقدس و اسقف مقدس و فئودال مقدس می اندازد) در بورس در زمان دولت احمدی نژاد بود

      منتهی این وسط احمدی نژادی که نظام کمونیستی را با نظام سرمایه داری مقایسه کرده و سرنوشت آن را بخاطر الهی! نبودن سقوط دانسته بود(هم یکبار تو جلسه مجمع عمومی سازمان ملل و هم دو-سه تا سخنرانی دیگه)، چگونه طرفدار کمونیسم شده مسئله ی عجیبی است…شما این را نبین که چرا احمدی نژاد با کشورهایی که فقط ژست مارکسیستی می گیرند رابطه دارد.چه اینکه روسیه و شیلی تمام سرمایه داری فعلی خودمان، با این دسته کشورها رابطه ی بهتری دارند تا ایران!…بنیان مسائل را باید دید.ادامه ی طرح پول دادن زوری به مردم هم قطعا به همون کاپیتالیسم و سقوط روسیه ختم میشه…نه یک نظام کمونیستی قدر!

      حقیقت این است که احمدی نژاد ابله تر از این است که فرق لیبرالیسم و کمونیسم و سرمایه داری و آنارشیسم و اقتصاد اسلامی و … را تشخیص بدهد.من برای فردی مثل احمدی نژاد دو احتمال شخصیتی می بینم.اولین احتمال این است که این فرد بازیگری باهوش و اطلاعاتی هست که با قصد قبلی چون استحاله شده،در حال برنامه ریزی برای نابودی حکومت دینی در ایران است و دومین احتمال این است که او یک افیونی امام زمان مدار معتاد به شرایط مذهبی است و توهمات عجیب غریبی در ذهن دارد و تنها مهره ی دسته چندم رهبری نظام است.من احتمال دوم را نزدیک تر می بینم.

      لازم به ذکر هست که در شوروی اتفاقا نظامی ها از نظر اقتصادی چندان قوی نبودند و یکی از بحران ها بر خلاف ایران،رسیدن به وضع زندگی ارتش سرخ بوده…قدرتمندترین قشر در شوروی بوروکرات های حکومتی بودند که فساد گسترده ایجاد می کردند و مهمترین دغدغه مردم شوروی هم ، وضع فساد مالی بوده

      تز اسلام روسی رو برخی از سران نهضت آزادی و تئوریسین هاشون مطرح کردند که به نظر من هیچ واقعیتی پشت اش نیست.اگر فردا آمریکا از سر مسئله ی اسرائیل بگذره و فردا با ایران صلح کنه و پول های ضبط شده ی ایران رو بده ، ایران فعلی کشوری ضد امپریالیسم شرق و توسعه ی چین میشه

      کشتارهای دهه ی شصت نظام خمینی از مارکسیست ها که از بزرگترین کشتارهای تاریخ کمونیسم محسوب میشه توسط همین ها رخ داد
      مهم منافع است.امروز ونزوئلا و چین نشد،آمریکا و انگلیس،فردا نشد،آلمان و سوئد و …

      در مورد احمدی نژاد و دروغگو بودن در مورد اعتقادات دینی،باید بگم که اگر وارد جو ارزشی ها و طرفداران نظرات توهمی در حوزه دین وارد بشید بد نیست.چون اتصال شدید اینها با دولت و تفکرات خنده داری که بخاطرش هر کاری حاضرند بکنند رو می بینید.
      تجربه جالبیه…تو این منطق برای مسائل مذهبی دروغ و دزدی و چشم پوشی از حقیقت و تقیه آزاد میشه.دقیقا مثل اسرائیل.یک صهیونیسم اسلامی.دقیقا بخاطر هدفی مقدس! کثیف ترین کارهاممکن میشه…احتمالا تو جو اینها نبودید که بفهمید اینها احمق هستند و نه ریا کار…من در خانواده ای بزرگ شدم که این جماعت رو از مادرشون هم بهتر می شناسم.شاید با این نگاه ، دید کلی تون به ساخت اجتماعی مذهب مثل من عوض بشه

      در مورد عقیده ی اقتصادی خودم؟
      من مثل خیلی روشنفکرهای جهان شاید معتقد به آنارکومی و یا نوعی سندیکاگرایی هستم.جهان بدون سلاح و ارتش و مرزها خشونت
      ولی این تز رو که خیلی از بزرگان اروپا و آمریکا از هابرماس تا نوام چامسکی معروف تا هاوارد بونین و … بهش معتقد هستند رو فعلا غیر قابل اجرا می دونم.یعنی تا 30-40 سال دیگه
      پس فعلا برای ثابت نگه داشتن شرایط بهتره نظام سوسیال دموکرات مالیاتی رو بهتر می دونم تا بشه افسار کاپیتالیسم رو در اختیار ارگان های موثر مدنی و دانشگاهی قرار داد و با محور قرار دادن مکتب مالیاتی برخی اختلافات اجتماعی و نابرابری در فرصت های کار اقتصادی را جبران کرد.چیزی که تقریبا در برزیل و سوئد و نروژ و نیوزلند رخ داد و تقریبا موفق هم بود.

      در این زمینه یادداشت های داگلاس نورث و برنشتاین و کاتوتسکی و شوایتزر و … بد نیست اگر مطالعه کنید

      زیادی نوشتم… مثل همیشه … من رو ببخشید…
      موفق باشید

  29. 49
    آرش می‌گوید:

    درود بر شما.
    نظریه انفجار بزرگ امروز بر پایه فیزیک نوین و نسبیت از لحاظ تئوریک و تکنیک قابل اثبات است.سال پیش هم یک لابراتوار بین المللی ساخته شد برای تولید شتاب دهنده که یکی از نتایج آن بازسازی عملی تئوری بیگ بنگ است.(البته در آغاز آزمایش دستگاه ها آسیب دید)از نظر شهودی نیز این نظریه در علم نجوم پذیرفته شده است( انبساط كيهان و – برهم كنش هسته اي كيهاني.فراواني هليوم)
    اما اشتباه رایج این است که برخی بیگ بنگ را آغاز فضا و آغاز زمان می دانند. زمان و فضا همواره موجود هستند(حداقل کسی از لحاظ علمی نتوانسته ابتدایی برای زمان بیابد جز نیوتون که بعد ها مردود اعلام شد توسط نسبیت).اما این نقطه بسیار کوچک پر جرم و پر انرژی از کجا به وجود می آید؟نیرویی که باعث این انفجار می شود درونی است.که قوانین نیوتون ما را در این مقوله یاری نمی دهند.چون دستگاه نیوتونی این نیرو را معلول نیروی خارجی می داند و اگر در غیر اینصورت نیروی درونی باید با نیروی درونی خنثی شود.
    برای یافتن جوابی برای اینکه ماده اولیه می تواند خودسازی کند یا نه باید به علم فیزیک کووانتوم و اتمی اشراف کامل داشت که باید با فروتنی عرض کنم که من ندارم.
    اما آنچه جالب است قابلیت تبدیل ماده به انرژی است و این خود نقطه عطفی در تغییر نگرش ها نسبت به ماده است.

  30. 50
    opooo می‌گوید:

    سلام علیکم

  31. 52
    آيدين می‌گوید:

    چند مطلب اخیر شما را خواندم. حالا نگفتی که با ما چیکار داری؟ ما در خدمتیم. البته اگه منظور خواندن پست هایتان در باب سبز بود که مطالعه شد. موافقت من در بخش عمده ای از آنها به معنای همراهی در نتیجه گیری نیست. موفق باشی.

  32. 53
    raha می‌گوید:

    اول اينكه مرسي كه به بلاگم اومدين
    دوم خيلي به اقتصادو.. علاقه ندارم و علاوه بر اين هيچ سر رشته اي ندارم ك بخوام نظري بدم اما:
    راجع به بلاگم
    شاعرانه خوب شايد از نظري باشه هر چند خيلي علاقه اي به بروز احساساتم به اين صورت راجع به اطرافم ندارم اما خوب اينم صفتيه البته مبهم
    چون نفهميدم از شهرهاي اين روزها منظورتون چيه1
    اگه مربوط به حوادث اخير بالاخره من دارم توي اين جو زندگي مي كنم اگه تمام اين جريانات هم نمايشي باشه من نمي تونم از ظلم به هم وطنام نه هر انساني بي احساس بگذرم
    اگه منظورتون 2 پست اول كه نسبتا فلسفي اند شعري نداره
    در هر صورت ممنونم هر نظر انتقادي اي كه راجع به بلاگم در واقع افكارم داده مي شه باعث مي شه برگردمو 2باره اصلاحشون كنم نظرتونو كامل كنين بيشتر ممنون ميشم

  33. 54
    شورشگران می‌گوید:

    رفیق داداش ما یك اشتباهی كردیم .. دعوت از رفیقی كه .. نمی دانم بگویم ترویسكیت است ؟
    امدی از ما راه برون رفت می خواهی .. “
    ما كه ده بار نه صد بار راه حل برون رفت دادیم .. كه اگر دولت مذهبی ناب شیعه اسلامی استحاله شود و كت شلوار كرواتی های درون و خودی خود این مذهب و پشتوانه انها توده ای اكثریتی ها ،مجاهدین و ملی مذهبی ها ..قدرت را در دست بگیرند .. كه امكانش هم زیاد است .. ایران در دولت و دم و دستگاه قاراشمیش خاورمیانهای و عقب مانده و توسری خور با اقتصاد تورمی بازار دلالی و رانت خواری ،سالهای زیادی خواهد ماند ..
    برون رفت .. تشكیل و ایجاد اپوزسیون مشخص با تعهدات به ازادی های وسیع .. مطبوعات .. زنان .. تشكل های صنفی و سیاسی و فرهنگی و تعیین سیاست مشخص و كلی اقتصادی ..
    البته رفیق عزیز شما از انجایی كه می خواهی اسلام انقلابی ضربه ای نخورد .. از خودت دین جدیدی در میاوری و ان را « خمینیسم « می خوانی و خود را مخالف ان می دانی ..
    اگر این مزدور مسلمان شیعه « ممدلی « را كه خیلی هم به دیالوگ علاقه دارد به راهش اوردی من هم زبانم لال به دین و مذهب قاتلین و ادمكشان اسلامی می پیوندم .. یعنی جایمان را عوض می كنیم ..
    پس این میدان و این خدای شیطان

    • 55
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      من به ممد علی ابراهیمی یه جواب دادم بد نیست بخونی

      هرچند شما شک داری که من سکولارم…!!!

      درسته ما بحث هایی در مورد کل خدا و مذهب داریم

      ولی مسئله ی خمینیسم و شکل مذهب جدیدش و سیستم تفکریش
      غیر قابل انکار هست

  34. 56
    seyed mahmood می‌گوید:

    جواب سوالتون رو در همون کامنت نوشتم.
    ممنون از توجهتان.
    انشالله دنبال حقیقت حرکت کنید و به حقیقت برسید.

  35. 57
    seyed mahmood می‌گوید:

    مجددا تشریف بیارید
    جالب شد!
    یاعلی ع

  36. 58
    سیما می‌گوید:

    سلام
    بابت جوابتون ممنون خیلی دوست دارم باهاتون به بحث بشینم ولی اطلاعاتم خیلی کمه وبلاگ شما رو به خاطر این که به من اطلاعات زیادی می ده دوست دارم گر چه همه ی عقاید شما رو قبول ندارم ولی همیشه به وبلاگتون سر می زنم در مورد حماقت احمدی نژاد و افرادی مثل اون باهاتون موافقم ولی نمی دونم چرا احساس می کنم رفتار این گروه و کاری که می کنند شبیه توده ایهای دهه چهل هست(نسل دوم توده) که حالا به قدرت رسیدن و با نابود کردن اسلام از درون با خرافات و تزویر دین رو نابود می کنن و خود اصلا به دین اعتقاد ندارن ولی از طرفی پدرم معتقد به این هستش که اینها از دار و دسته ی گروه حجتیه هستن که فکر می کنم شخصی به اسم طبسی معلمشان بوده در هر صورت اینها نمی تونن یک دفعه ای رشد کرده باشن قدمت طولانی دارند. باز هم ممنون.

    • 59
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      با سلام

      راستش به نظر من تشخیص پدرتون کاملا درست هست…منتهی اینها دیگه انجمن حجتیه رو هم قبول ندارند دیگه…کمی تندتر هستند

  37. 60
    آیسودا می‌گوید:

    به روز هستم

  38. ممنون که سر زدید

  39. 62
    شورشگران می‌گوید:

    رفیق … دیالوگ سرخ .. تبدیل به « عرصه ای برای دیالكتیك « شد..شاید این بهتر باشد ..
    اما نگرانی های خودم را بگویم .. رفیق عزیز .. جواب شما به ان ممدلی مزدور شیعه اسلامی عدل علی ..
    را دوباره خواندم .. اصلن نمی پسندم .. با ریدن به روح خمینی .. هر چند هم كه به گفته شما روحی نباشد..
    مسئله ای حل نمی شود …. شما خمینی را از اسلام و شرع و تفكر مذهبی و .. جدا می كنی ..
    در صورتیكه اگر به دیالتیك معتقدی .. خمینی و گله های اخوند و بازار دلالی تجاری حامی انها و اسلام عزیز با هم پیوند ناگسستنی دارند .. و با هم در مراوده و مشاوره دائمی به سر می برند .. شما و هیچ كس دیگری نمی تواند … مسائل در هم پیچیده و باهم زیست مذهبی و اسلامی را فقط مختص « خمینیسم « نماید..
    با این روش شما انگار دین خویی و دین تفكری و مذهب باوری در ایران زیر ضرب انتقاد و كنكاش نمی رود .. این « خمینیسم « است كه به فرض می خواهید لهش كنید …
    امیدوارم كه این دیالكتیك شما به چاله « گفتگو ی تمدن ها « ی خاتمی پیوند نخورد ..

    • 63
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      ببین
      درسته که ما کل اندیشه ی اینها را قبول نداریم

      ولی انصافا بروجردی و خوئی و نائینی کجا که فقط می گفتند ملت باید به فتواهای دینی ما گوش دهد کجا و خمینی که می گفت از وظایف ما تشکیل حکومت اسلامی است کجا !

      این تفاوت و فرق گذاشتن مسئله ای کاملا بدیهی و طبیعی است

      آنها هرچه بودند با تفکر خمینی که ریشه در نگاه شیخ فضل الله نوری داشت فاصله داشتند

      • 64
        دیالوگ سرخ می‌گوید:

        البته دیالکتیک و نقض تقدس تمام گزاره از فلسفه ی هگل و شاگردش مارکس بیرون آمد…حالا شما می تونید ازش قرائت خاتمی موآبانه و اصلاحاتی بکنید

  40. 65
    رها می‌گوید:

    ببخشيذ كه اشتباه متوجه شدم
    حواسم به شعر هاي بلاگم نبود
    اين قدر اين روزا اوضاع دور اين حرفا مي چرخه كه ذهنم به اولين قسمتي كه ميره اينجاست البته شعرهاي بلاگمم زياد نيستا!!

  41. 66
    بهرام می‌گوید:

    سلام به روزم با
    جنگ و…

  42. 67
    بهرام می‌گوید:

    ضمنا لینک شدید.

  43. 68
    بهرام می‌گوید:

    سلام وممنون که سر زدید، همون طور که قبلا گفتم من با جدایی دسن از از سیاست و حکومت و حاکمیت نه تنها مخالف نیستم بلکه ازش حمایت هم میکنم اما با دین زدایی از جامعه مشکل دارم که قبلا هم در این مورد توضیح دادم.

  44. 69
    شورشگران می‌گوید:

    دیالوگ سرخ .. رفیق عزیز اول ما فكر كردیم تروتسكیستی … خوب رفیق شفیق توده ای كه اسلام انقلابی را در تفكر جاهلستانی ایرانی انداخت و امام صد امپریالیست .. و حالا شده است مخالف سر سخت جانشین به حق همان اسلام انقلابی ..جاهلستان ایرانی پر از این تفكر ها ست كه با دین « دینی موجود نیست مذهب است « زدایی مشكل دارند و باید هم داشیه باشند چون برای حفط اقتدار بازار دلالی و رانت خواری به ان احتیاج دارند ..
    اما ان توضیحات حاشیه ای كه ناله های راننده تاكسی ها را توضیح داده و خوب هم امده كه این سرزمین ایران در اسلام همه فن حریف گیر كرده ، ایراد كلی سازماندهی و اندیشه كار كردن با سازمان و تشكل دارد ..
    شما بدرستی شاید با چپ و كمونیست های « سنتی « مشكل داری اما.. این را هم میدانی كه همین چپ و كمونیست « سنتی « در ایران كنونی ریشه و سازماندهی و تشكل دارند و حالا بماند چقدر موثر كارهای خودشان را می كنند …
    اما سوسیال دمكراسی شما و ان برابری اقتصادی كه عرض می كنید .. ایراد های كلی دارد ..:
    1 .. در ایران سازماندهی و سابقه فعالیت ندارد .. بی ریشه و بوته است درای پایگاه مشخص طبقاتی نیست اگر هم سابقه دار سابقه اش در راست گرای بسوی حفط مذهب و سرمایه بازاری و شكسته شده های توده ای اكثریتی و تروتسكیستی و حكمتیستی و .. می باشد ..
    2 .. سوسیال دمكراسی مال دهه های شصت و هفتاد میلادی اورپا بود و حالا بهترین سوسیال دمكرات ها كه كشور های اسكاندیناوی باشد ..كپی لیبرال های تازه پا گرفته دنیای الكترونیك است كه اصل تفكر و عملش در خصوصی سازی سرمایه های سوسیال دمكراسی سالهای اولیه انهاست و مذهب را هم كاملن در پشت بازر دلالی خودش حمل می كند ..
    3 …پس تفكر و برنامه سوسیال دمكراسی شما نه در اصالت ایرانی ریشه دارد و نه از خارج می تواند در بهترین حالت كمك فكری و ایده ای بگیرد ..
    4 .. متاسفانه ایران هم به جهان بد جوری وابستگی دارد .. چون هیچ وقت نا خدا تفكر و اندیشه زا و اندیشه پرور نبود .. دنباله رو و مقلد است و این تقلید كوركورانه فقط شامل حال افراد عقب مانده متحجر مذهبی نیست كه در ایران فراوانند .. امورزه به بركت اسلام انقلابی اصیل محمدی عدل علی .. دانشگاهی ها و با سواد هایش هم تفكر عقب مانده مذهبی حجره بازری را حمل و حمایت می كنند ..

    • 70
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      با درود

      1.اولا گویا هنوز فکر می کنید من از تفکر دینی تاثیر گرفته ام
      اینکه اسلام انقلابی در ایران با خمینی و نواب و … شروع شد بدون شک ربطی به این جاهلستان ندارد و مسئله ی اشکالات ما به مذهب و خدا کاملا جداست…

      2.خب فرمودید کمونیسم سنتی در ایران ریشه دار است
      سوال من این است که الان کوموله در ایران چه ریشه ای دارد؟حزب توده در ایران چه ریشه ای دارد؟
      بعله…مردم آن را می شناسند…ولی خاطرات خوشی از آنها ندارند و خط آنها را نادرست می دانند
      اگر قرار بود هر حرکتی دنبال ریشه گذشته باشد که مارکس نباید 18 برومر لویی بناپارت را می نوشت و اصلا باید به سوسیالیسم فحش می داد.پس اینکه یک حرکت باید ریشه داشته باشد بی معناست

      تجربه ی شخصی من در بین دوستان دانشجو حکایت از همراهی بیشتر بچه ها با این طیف نظرات دارد تا ایده ی انقلابی کمونیسم سنتی … مهم نیست که این ایده را عوام می شناسد یا نه
      مهم این است که حداقل مثل کمونیسم سنتی بد نام نشده باشد

      3.همین که الان بجای نظام های کمونیستی در دنیا بیشتر احزاب سوسیال دموکرات بر سر کار است،
      «از ونزوئلا بگیر تا برزیل و اکووادور و نیوزلند و استرالیا و شیلی و 3 کشور حوزه اسکاندیناوی به همراه اسپانیا و دانمارک و … » که اغلب در مقابل بحران مالی حتی از روسیه هم کمتر ضربه خوردند، خود گواه این است که دیگر چیزی به نام کمونیسم مارکسیستی-لنینیستی در بین جوامع خریدار ندارد…رشد طبقه ی خرده بورژوازی و گسترش ماشینیزم و به تبع آن کاهش جمعیت پرولتاریا و همینطور امکانات گسترش داده شده ی کشورهای سرمایه داری به کارگران شان بطور کلی آرمانی که لنین و کمونیسم سنتی به دنبال آن بود را نابود کرد

      پس تا قبل از ورود به مرحله ی آنارشیسم «که آنارشیسم-سندیکالیسم ایده ی مورد علاقه ی من است،ولی وضعیت رسانه ای و فرهنگی و امپریالیسم جهانی فعلا امکان ایجاد آن را سلب کرده» ، مجبوریم به دنبال روش های سوسیال دموکراسی برویم

      سوسیال دموکراسی هم قرائت های گوناگونی دارد.برنشتاینی و کاتوتسکیستی و شوایتزری و …
      مضاف بر اینکه سوسیال دموکرات ها مانند کمونیست ها جزم اندیشی مخصوص به خود را ندارند
      و به مسائل مطروحه به دید «انحراف» نگاه نمی کنند

      البته قطعا سوسیال دموکراسی و ساختار اقتصادی آن در حوزه اسکاندیناوی بخاطر سیطره ی جهان لیبرال سرمایه داری آمریکای بازار آزاد بر چنین کشورهای ضعیفی، مثل گذشته نیست
      ولی عملکرد سوسیال دموکرات ها در اسکاندیناوی دهه ی 80 و برزیل و نیوزلند سالهای اخیر، کاملا قابل دفاع است

  45. دوست من عقايد شما بسيار به ما نزديک است.. بيانيه هاي گروه و نشريات در سطح شهر تهران و در چند شهرستان پخش مي شود. ..از هر کمکي و نظري از جانب شما استقبال مي کنيم

  46. 72
    بلشویک می‌گوید:

    اخوان لیبرال چپ نمای عزیز
    عذر میخوام خواب خرگوشیتون رو پاره میکنم
    ولی تا کی میخواین به قول رفیق استالین حرف و عمل متناقضتون رو ادامه بدین؟
    شما در حرف با ادعا های آگاهی تز سوسیالیزم نسخه هایی میپیچید که….
    ولی حتی ذره ای تلاش برای کسب بینشی علمی-سوسیالیستی نداشتید.
    هنوز فریاد های لیبرالی از گلوی شما مدعیان دروغین سوسیالیزم و برابریه اجتماعی بیرون میاد.
    چه توضیحی برای تحلیل های مطروحتون تو دو تا کامنت قبلی دارین؟
    شما مفهوم ریشه و پایگاه اجتماعیه بورژوایی-لیبرالی رو با مفهوم ریشه و پایگاه اجتماعی مارکسیستی اشتباه گرفتید
    شما هنوز به مقوله رشد نیروهای مولد و تعارضات زیر ساختی-رو ساختی اجتماع و خواسته ها و مطالبات طبقاتی رو درک نکرده و با شاهد های مزخرف بورژوایی میسنجید.
    هنوز مثل نو هگلی ها سعی میکنین فکر مردم در حال غرق شدن رو از مقوله جاذبه زمین منحرف کنید به جای دادن جلیقه نجات.
    تصورتون از راه برقراریه برابری چی بوده که محور سنجشتون باور های ذهنی دوستان دور و برتون و یا پدران تون و امثالهم بوده؟
    جناب شورشگران
    شما با چه جرئتی ادعای کمونیزم رو دارید و از اصالت ایرانی متهوع ه ناسیونالیستی حرف میزنین و ازش به عنوان یک واقعیت استفاده میکنید؟
    هنوز از تقلید فکری حرف میزنید؟شما کمونیست دقیقا یک آنارشیست هستید که از ندانستن راه تنفس و تنگیه جا،خودتان را به در و دیوار میکوبد.شما از کدام آگاهی منسجم دفاع میکنید و قتی اینچنین متعفن و تهوع آور تر از یک ذهن گرای مذهبی حرف های ذهنی را جایگزین واقعیات عینی میکنید؟
    و شما جناب دیالوگ سرخ دروغین و در واقع سفید.
    هیچ شما که جای نقد ندارد
    مشتی شعار های به غایت بیریشه عینی اجتماعی
    شما از کدام شکست حرف میزنید؟این شکست را از دوستان شاخصتان تحصیل فرمودید و یا از پوست اندازی سرمایه برای حفظ و بقا که در قالب سوسیال دموکرات های واپس گرا نمود کرده؟آشنایی شما با مکاتب اقتصادی تحسین بر انگیز است اما شما جز ذهن بافی در این بحث ها چه کردهاید؟ شما در بیان سلیقهتان آزاد هستید مسلما؛اما؛آیا این مکان برای بیان احساسات و سلایق شخصیتان طراحی شده که در آن از پسندتان به صورت محض و خالص استفاده میکنید؟
    ((من خودم به شخصه آنارشیسم-سندیکالیسم ایده مورد علاقه منه))
    بیان چنین افاضاتی به این طرح،جز اظهار فضل چه مفهومی دارد؟
    سوسیالیزم از مدعیان و نادانان بیشتر از سرمایه لطمه دیده و میبیند.
    به سلاح مارکسیزم لنینیزم مسلح شوید تا اینگونه به خود زنی و چپ وارگی در عین راست روی؛نپردازید و ….

    • 73
      دیالوگ سرخ می‌گوید:

      آقا جان ما لیبرالیم…بی خیال

      ولی حالا کی می تونه جنازه ی سوسیالیسم دولتی از بالا به پایین آقایون رو جمع کنه ، من موندم

      • 74
        بلشویک می‌گوید:

        میشه بفرمایی کدوم جنازه؟
        چرا آواز کل کل میخونی؟
        مستدل و مستند حرف بزن
        این دیالوگ هرچی هست سرخ نیست.
        جای شعار از تعریف استفاده کن.از کنایه های پوچی که فقط خودتون میفهمین استفاده نکنین.

  47. 75

    به عنوان هدیه خداحافظی این صوت های آسمونی رو بهتون تقدیم می کنم، گرچه با حجم بالا آپ کردم تا از کیفیتش کم نشه، امیدوارم دانلود کنید و گوش بدید تا روحتون تازه بشه. آثاری از دریا دادور و مهسا وحدت ایران.
    تا درودی دیگر بدرود.

  48. 76
    آیسودا می‌گوید:

    چی شد پس؟ زود اومدم؟


خوراک آراس‌اس برای این ورودی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.